|
افضلیت بایزید بسطامی یا پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)؟! – سوال عجیب مولوی از شمس - آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی در این نوشتار که قسمتی از اثر گرانبار* متفکر بزرگ حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی است ، بی توجهی مولوی و مکتبش به انبیاء و اولیاء معصومین (علیهم السلام) و که این چنین عقیده ای مشترک بین همه ی فرق صوفیان بیان شده است . «… به عنوان مثال و تنها نمونه به آن داستان معروف مولوی و شمس توجه کنید: شمس سوار بر اسب و مولوی افسار اسب او را گرفته و می کشد، روی به عقب برگردانیده و به شمس می گوید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 3:12  توسط مهدی
|
جسارت شمس تبریزی و پایین شمردن مقام حضرت فاطمه سلام الله علیها “شمس تبریزى”، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، و یکتا کفو امیر عالم آفرینش، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را خوار و پست شمرده، مى گوید: مردم را سخن نجات خوش نمىآید، سخن دوزخیان خوش مىآید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم[۱]. که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.[۲]
آری این است مقامات ادعایی عارفان واصل، و پیران تصوف و عرفان!! و این است علایم واضح و آشکار عداوت و دشمنی ایشان با پاکان آفرینش، تا دیگر هرگز کسی جسارتهای بىشرمانه آنان را حمل بر تقیه نکند، و ایشان را از شیعیان آل اللّه در شمار نیاورد! [۱] . بیفشانیم ـ خ [۲] . مقالات شمس، ۱۵۱ ـ ۳۴۱ و نقدى بر مثنوی، ۹۲
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 3:9  توسط مهدی
|
يکي از علما نقل می کرد : در يکي از ماههاي رمضان به اتفاق چند تن از دوستان از حضور جناب محدث قمي تقاضا کرديم که در مسجد گوهرشاد مشهد اقامه نماز جماعت را تقبل کنند. با اصرار و پافشاري پذيرفتند. چند روز نماز ظهر و عصر در يکي از شبستانهاي آن مسجد به امامت معظم له برگزار شد و هر روز تعداد جمعيت نمازگزاران افزوده مي شد تا اينکه بر اثر اطلاع دادن جماعت نمازگزار به ديگراني که از اين امر هنوز باخبر نشده بودند تعداد مأمومين مرحوم قمي فوق العاده کثير شد. يک روز پس از آنکه نماز ظهر برگزار شد مرحوم قمي به من که در صف اول و نزديک ايشان بودم گفتند: من امروز نمي توانم نماز عصر بخوانم و رفتند و ديگر تا آخر ماه مبارک رمضان آن سال براي امر نماز نيامدند. در موقع ملاقات و سؤال از علت ترک نماز جماعت فرمودند: حقيقت اين است که در رکوع چهارم متوجه شدم صداي اقتدا کنندگان از پشت سرم را که مي گفتند: يا الله! يا الله! يا الله! ان الله مع الصابرين. و اين صداها از محلي بسيار دور به گوش مي رسيد. اين توجه مرا به زيادي جمعيت اقتدا کننده متوجه کرد و در من شادي و فرحي توليد کرد و خلاصه خوشم آمد که اين جمعيت اين اندازه زيادند.
بنابراين من براي امامت اهليت ندارم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 23:54  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 13:31  توسط مهدی
|
آيا امام حسن مجتبي(ع) «مِطلاق» بود؟مهدي مهريزيبه
شهادت رساندن حضرت(ع) ظلم بزرگي بود كه بر وي و بر جامعه اسلامي رفت ولي
خدشهدار نمودن شخصيت آن بزرگوار، ستم تاريخي مضاعفي است كه در حق آن
پيشواي راستين روا داشته شده است. آنچه ميخوانيد نقدي كوتاه بر بخشي از
اين ستم تاريخي است كه به بهانه ايام شهادت آن بزرگوار تقديم ميشود. |