آيا قرآن خوانده اى  

تبليغات وارونه و گسترده دستگاه اموى چنان گروهى را بى خبر و گمراه كرده بود كه بعد از جريان كربلا وقتى امام سجاد و ديگر بازماندگان كربلا را به صورت اسير در شام مى بردند، پيرمردى نزديك امام سجاد(ع ) آمد و گستاخانه گفت : سپاس و حمد خداوندى را كه شما را هلاك كرد و شهرها را از مردان شما راحت نمود و اميرمؤمنان يزيد را بر شما چيره ساخت .
امام سجاد(ع ) به او فرمود: اى پيرمرد آيا قرآن خوانده اى ؟ گفت : آرى . فرمود: آيا اين آيه را بلدى ؟
قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القرابى
بگو اى پيامبر من براى رسالت خود پاداشى نمى خواهم جز مودت و دوستى با نزديكانم ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 11:48  توسط مهدی   | 

صبر بر همين زندگانى بهتر است  

حضرت رسول - ص - فرمود: در ميان بنى اسرائيل عابدى زيبا و خوش ‍ سيما بود، زندگى خود را به وسيله درست كردن زنبيل از برگ خرما مى گذرانيد. روزى از در خانه پادشاه مى گذشت ، كنيز خانه پادشاه او را ديد. وارد قصر شد و حكايتى از زيبايى و جمال عابد براى خانم تعريف كرد. خانم گفت : با نقشه اى او را داخل قصر كن . همين كه عابد داخل شد، چشم همسر سلطان كه به او افتاد از حسن جمالش در شگفت شد. در خواست نزديكى كرد. عابد امتناع ورزيد، زن دستور داد درهاى قصر را ببندند. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 10:13  توسط مهدی   | 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا


قطعاً حدیث نیست

برخی سخن فوق را بدون مدرک و مأخذ از زبان امام صادق علیه السلام نقل می‏کنند. (۱) اما حقیقت این است که نمی توان برای این جمله بسیار مشهور، مأخذ و مدرکی یافت، بلکه احادیث و روایت هایی در متون مستند و معتبر وجود دارد که با این سخن، تعارض و تضادی آشکارا دارند. در اینجا چند نمونه از آنها را نقل می‏کنیم:.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:10  توسط مهدی   | 

معجزات پس از عاشورا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:59  توسط مهدی   | 

در محضر قاضى


روزى زره على (ع ) در زمان خلافتش در كوفه گم شد. پس از چندى در نزد يك مرد مسيحى پيدا شد. اميرالمومنين - خليفه دوران - او را به محضر قاضى برد، و اقامه دعوى كرد كه : اين زره از آن من است نه آن را فروخته ام و نه به كسى بخشيده ام . و اكنون آن را نزد اين مرد يافته ام . قاضى به مسيحى گفت : خليفه ادعاى خود را اظهار كرد، تو چه مى گويى ؟ او گفت : اين زره از آن خودم مى باشد و در عين حال گفته مقام خلافت را تكذيب نمى كنم (ممكن است خليفه اشتباه كرده باشد).
قاضى رو به على كرد و گفت : تو مدعى هستى و اين شخص منكر، بنابراين بر تو است كه شاهد بر مدعاى خود بياورى . على خنديد و فرمود: قاضى راست مى گويد. اكنون مى بايست كه من شاهد بياورم ، ولى من شاهد ندارم . قاضى روى اين اصل كه مدعى شاهد ندارد، به نفع مسيحى حكم داد، و او هم زره را برداشت و روان شد. ولى مرد مسيحى خود بهتر مى دانست كه زره مال چه كسى است ، پس از آن كه چند گامى پيمود وجدانش مرتعش ‍ شده ، برگشت ، گفت : اين طرز حكومت و رفتار، از نوع رفتارهاى بشر عادى نيست ، از نوع حكومت انبياست و اقرار كرد كه زره از آن على است . طولى نكشيد او را ديدند كه مسلمان شده و با شوق و ايمان در زير پرچم على در جنگ نهروان مى جنگد.

داستان راستان ، نقل از الامام على صوت العدالة الانسانية ، ص 63؛ بحارالانوار ج 9، چاپ تبريز، ص 598؛ مناقب ابن آشوب ، ج 2، ص 105.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 12:34  توسط مهدی   | 

توبه نصوح

نصوح مردى بدون ريش ؛ همانند زنان بود. دو پستان داشت و در يكى از حمامهاى زنانه زمان خود كارگرى مى كرد. او كيسه كشى و شستشوى اين زن و آن زن را بر عهده داشت . به اندازه اى چابك و تردست بود كه همه زنها مايل بودند كار كيسه كشى آنان را، او عهده دار شود.

كم كم آوازه نصوح به گوش دختر پادشاه وقت رسيد و او ميل كرد كه وى را از نزديك ببيند. فرستاد حاضرش كردند، همين كه دختر پادشاه وضع او را ديد پسنديد و شب او را نزد خود نگهداشت . روز بعد دستور داد حمام را خلوت كنند و از ورود افراد متفرّقه جلوگيرى نمايند، آنگاه نصوح را به همراه خود به حمام برد و تنظيف خودش را به او واگذار كرد. وقتى كار نظافت تمام شد، دست قضا در همان وقت ، گوهر گرانبهايى از دختر پادشاه گم شد و او چون آن را خيلى دوست مى داشت در غضب شد و به دو تن از خدمتكاران مخصوصش فرمان داد همه كارگران را بگردند، تا بلكه آن گوهر پيدا شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 12:23  توسط مهدی   | 

ادعا
اى فرزند رسول خدا من از شيعيان شمايم
حضرت فرمودند: از خدا بترس!
چيزى را ادّعا نكن كه خدا بگويدت دروغ گفتى و ادّعاى گزافى كردى،
شيعيان ما كسانى اند كه دلهايشان از هر نوع غلّ و غشّ
و دغلكارى پاك باشد،
ولى تو بگو: من از دوستان و علاقه مندان شمايم. 

اتَّقِ اللّه َ وَ لا تَدّْعِيَنَّ شَيْئاً يَقُولُ اللّه ُ لَكَ كَذِبْتَ وَفَجَرْتَ فِى دَعْواكَ، إِنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلُمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ، وَلكِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مَوالِيكُمْ وَمُحِبّيكُمْ؛

[بحارالانوار، ج 68،

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:13  توسط مهدی   | 


هرسال صبح عاشورا درخت چناری در صحن بقعه ی مطهر حضرت علی اصغر فرزند امام موسی کاظم علیه السلام در روستای زرآباد قزوین واقع در 80 کیلومتری شمال قزوین در صبح عاشورا خون میگرید .
دسته های عزاداری، شب عاشورا گرداگرد درخت حلقه زده و ضمن عزاداری و سینه زنی در اولین دقایق صبحگاه عاشورا شاهد چکیدن خون از این درخت می شوند.
نکته جالب این که ماه های قمری سالانه 10 روز حرکت می کند و جاری شدن خون هم هماهنگ با تقویم ماه های قمری تغییر می کند. بعضي محققين مقداري ازاين خون را آزمايش كردند و متوجه شدند اين خون داراي گروه خوني ميباشد !! به اين معني كه خون انسان است كه از شاخه و برگهاي اين درخت جاري ميشود.
افراد محلي اين منطقه تعريف مي كنند كه هرسال يك شخصي ازسلاله ي اباعبدالله (ع) بايد درخت را به سيدالشهدا قسم دهد تا درخت دست از بارش خون بردارد.
السلام عليك يا اباعبدالله

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:7  توسط مهدی   | 

عزاداري و محمد بن عبدالوهاب

محمد بن عبد الوهاب بنيان گذار وهابيت، كه امروز وهابيت سخنان او را از سخنان رسول اكرم (ص) با ارزش تر مي دانند، كه اين نيز مورد اعتراض بعضي علماي وهابي قرار گرفته، تعبيري دارد در كتابي به نام رسالة في الرد علي الرافضة در صفحه 46 إلي 49:

و من قبائح هؤلاء الرافضة، أنهم يتخذون يوم موت الحسين مأتماً، فأما النياحة فمن أعظم منكرات الجاهلية، يترتب علي ما يفعلون من المنكرات و المحرمات كما لا يحصي و كل ذلك بدعة و منكر. كلهم مشاركون في البدعة، فاللازم علي كل مؤمن منع هؤلاء المبتدعه من هذه البدعة القبيحة.

يكي ازكارهاي قبيح شيعيان، اين است كه شهادت امام حسين (ع) را، ايام عزا اعلام مي كنند و اينها با يا حسين گفتن، كارهاي خلافي انجام مي دهند، نو حه كردن و عزاداري كردن از بزرگترين منكرات دوران جاهليت است. بر اين عزاداري هاي شيعيان براي امام حسين (ع) هم محرمات و هم منكرات مترتب است. اگر كسي عزاداري كند يا راضي به عزاداري باشد يا كمك به عزاداري كند يا اجيز براي عزاداري شود، همه اينها در بدعت شريكند و بر همه مؤمنين واجب است كه اين شيعيان را از اين بدعت قبيح، نهي از منكر بكنند

در اينجا بينندگان عزيز توجه كنند به مطلبي كه از هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي كه در رأسش آقاي بن باز، مفتي أعظم سابق عربستان است، سؤالي كرده اند كه:

بعضي از شيعيان، يا علي و يا حسين مي گويند؛ اين چه حكمي دارد؟

هيئت عالي إفتاء جواب داده:

يا علي و يا حسين گفتن، شرك است و شرك اكبر هم است؛

يخرج من ملة الإسلام و فلا يحل أن يزوجهم المسلمات و لا يحل لنا أن نتزوج من نسائهم

و كسي كه اين يا علي و يا حسين را بگويد وي از دين اسلام خارج و مرتد مي شود. بر شيعياني كه يا حسين مي گويند، بر ما وهابيت جايز نيست كه به آنان دختر بدهيم و بر ما هم جائز نيست كه با دختران شيعه ازدواج كنيم.
البته اين كمال افتخار براي مردان شيعه است كه دختر از وهابي نگيرد و اين سعادت براي دختران شيعه است كه همسر وهابي نباشند. ا

جالب اينكه از همين هيئت عالي افتاء سؤال شده كه:

آيا ما با يهود و نصاري مي توانيم تزويج و تزوج كنيم يا نه؟

جواب دادند:

يجوز للمسلم أن يتزوج كتابياً، يهودية أو نصرانية.

جائز است براي مسلمان كه از يهودي و نصراني دختر بگيرد.

من توجه عزيزان را به اين نكته جلب مي كنم كه: چطور شد يا حسين گفتن، شركي را ايجاد كرد كه دختر گرفتن و دختر دادن حرام است، ولي يهود و نصاري كه قرآن صراحت دارد كه:

قالت اليهود عزير إبن الله و قالت النصاري المسيح إبن الله.

يهود عزير را فرزند خدا مي دانند و نصاري هم مسيح را فرزند خدا مي دانند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:21  توسط مهدی   | 

تضاد دیدگاه وهابیت با اهل سنت در اقامه عزای امام حسین (ع)

سلفیون و وهابی ها به دنبال اعتقادات فاسد و بی اساس خود ، هر گونه اقامه مصائب و عزاداری  و گریه و نوحه سرایی برای اولیاء الهی و حتی اهل بیت ع را از مظاهر شرک و بدعت و حرام می دانند .

توهم ایشان این است که برگزاری مجالس عزاداری کاری است که در گذشته و در زمان صحابه یا مسلمین صدر اسلام ، نبوده و امروزه توسط برخی از مسلمانان ابداع شده است .

به دنبال این عقیده فاسد ایشان حتی اقامه عزای امام حسین ع در روز عاشورا را بدعت دانسته و نه تنها ان روز را به احترام سبط رسول الله ص ، عزاداری نمی کنند بلکه صراحتا ان روز را روز عید و جشن و شادی معرفی کرده و دیگران را نیز به این کار فرا می خوانند .

همان بدعتی که بنی امیه پس از شهادت ان حضرت در روز عاشورا ، پایه گذاری کردند و اینک فرزندان همان نسل ان را ادامه می دهند .

اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنوا امیه و ابن آکلة الکباد اللعین بن اللعین ....

قسمتی از زیارت عاشورا

اگر چه وهابیت خود را شاخه ای از اهل سنت و پیرو مذهب احمد بن حنبل معرفی می کنند . لکن لازم است تا ما با دیدگاه اهل سنت در مورد عزاداری ابا عبد الله و برپایی مجالس عزا و ماتم در روز عاشورا اشنا شویم تا به تضاد اعتقادات اهل سنت با وهابیت پی ببریم .

در اینجا یک نمونه را ذکر می کنیم

ابن کثیر در البدایه و النهایه می نویسد :

در زمان ناصر ( حاکم حلب ) در خواست شد که در روز عاشورا مصائب کربلا برای مردم بازگو برگردد . سبط ابن جوزی بر فراز منبر قرار گرفت و به مدت طولانی سکوت کرد ، سپس عمامه خود را از سر برداشت و به شدت گریست .

ان گاه با گریه این اشعار را خواند

ویل لمن شفعاؤه خصماء      والصور فی نشر الخلائق ینفخ

لا بد ان ترد القیامه فاطم      و قمیصها بدم الحسین ملطخ

ترجمه اشعار :

وای بر کسانی که شفیعان ان ها در صحرای محشر و در روز قیامت ان گاه که در صور دمیده می شود ، با انان دشمن شوند

ناگزیر روز قیامت فاطمه س با پیراهنی که اغشته به خون فرزندش جسین ع است وارد صحرای محشر خواهد شد .

سپس از منبر پایین امد و با گریه به طرف محل سکونت خویش رفت ...1

در پایان لازم است این نکته را هم متذکر شویم که اگر امروزه شنیده می شود که برخی از اهل سنت نیز در موضوع اقامه عزا و مصیبت ، کلام و سخن وهابیت را تکرار می کنند ، به جهت تاثیر پذیری ایشان از تبلیغات فراوان سلفیون در حرمت و شرک بودن عزاداری است و الا سیره و روش اهل ست چنانچه از متون تاریخی به دست می اید ، بر اقامه عزا و مصیبت برای بزرگان خود و ... دلالت دارد که ان شاء الله در موضوعات دیگری بدانها اشاره  شده و خواهد شد .

1- البدایه و النهایه 13/207

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:18  توسط مهدی   | 


واقعۀ تاریخی اربعین حسینی

در منابع تاریخی چنین نقل شده است كه اهل بیت علیهم ‏السلام در بازگشت از شهر شام وقتی به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، از امیر كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد، و او آنان را بسوى كربلا حركت داد، چون به كربلا رسیدند، جابر بن عبدالله انصارى(1) را دیدند كه با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت امام حسین علیه ‏السلام آمده بودند، همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى كردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله ‏هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند(2) ، زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و با صوتى حزین كه دلها را جریحه دار مى‏كرد می گفت: «وااخاه! و احسیناه! و احبیب رسول الله و ابن مكة و منى! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن على المرتضى! آه ثم آه!»، پس بیهوش گردید.
آنگاه ام كلثوم لطمه به صورت زد و با صدایى بلند مى‏ گفت: امروز محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا از دنیا رفته ‏اند ؛ و دیگر زنان نیز سیلى به صورت زده و گریه و شیون مى‏ كردند.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:10  توسط مهدی   | 


علت همراه بردن اهل بیت، توسط امام حسین علیه السلام

چرا امام علیه السلام، اهل بیتشان را همراه خود، به كربلا بردند؟

یكی از سؤال‏هایی كه در رابطه با قضیه كربلا مطرح است این كه امام حسین‏ علیه السلام با وجود آن كه مى‏ دانست در این راه به شهادت مى‏ رسد و بین او و لشكر كوفه درگیری و جنگ اتفاق خواهد افتاد و در نهایت اهل بیتش به اسارت مى‏ روند، چرا اهل بیت خود را در این سفر به همراه آورد؟ این سؤالی است كه در برخی از موارد به ذهن خطور مى‏ كند. در این جا به پاسخ این سؤال خواهیم پرداخت:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 10:2  توسط مهدی   | 

چه كسي سوسمار مي‌خورد؟


شیعیان یا عمری ها ؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:20  توسط مهدی   | 

چهل حدیث درباره



عزاداری امام حسین علیه السلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:53  توسط مهدی   | 
آیا دشمن امیرالمومنین ع

حرامزاده است ؟

لطفا تا انتهای مطلب را با دقت مطالعه بفرمائید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:21  توسط مهدی   | 

امام حسین ع می فرمایند: مردم بندگان خدا هستند

و دین آویزه ای بر زبانهای آنها است،

تا آنجا که زندگی و معاش آنها بر آن می چرخد

آن را به دور زبان خود می گردانند،

وقتی گرفتار آزمایش شدند، دین داران کم خواهند بود .

( تحف العقول )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 12:26  توسط مهدی   | 
بیست و چهارم ذی الحجه مصادف با خاتم بخشی در اين روز امير المؤ منين (عليه السلام ) در مسجد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) انگشتر خود خود را در حالت ركوع به سائل بخشيد، و آيه مباركه انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يؤ تون الزكاه و هم راكعون در شاءن آن حضرت نازل شد. هنگامى كه آيه مباركه انما وليكم الله نازل شد، عده اى اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در مسجد مدينه جمع شدند. بعضى به بعض ديگر گفتند: درباره اين آيه چه مى گوييد؟ بعضى گفتند: اگر منكر اين آيه بشويم ساير آيات را هم بايد منكر شويم و اگر ايمان به اين آيه بياوريم و قبول كنيم براى ما ذلت است ، زيرا على بن ابى طالب (عليه السلام ) بر ما مسلط مى شود. عده اى از منافقين گفتند: ما مى دانيم كه محمد در آنچه مى گويد صادق است . او را به ظاهر دوست داريم ، ولى از على در آنچه امر مى كند اطاعت نمى كنيم

شاهنشهی و شد نجفَت مركز شاهی

ایوان تو نور است و جهان جمله سیاهی

گر پای كسی در حرمت جای بگیرد

از لطف توخریدار شود با یک نگاهی


من رعْیتِ مُلك توام ای شاه ولایت

شاهی بنما و بده بر ما تو پناهی


دیوار حرم، سنگ حرم، صحن و سرایت

دل را ببرد تا به خدا، گر كه بخواهی


گر قسمت من بوسه به خاك نجف افتد

سخت است بیارم به حرم، بار گناهی


از دور اگر چشم من اُفتد به ضریحت

گویم كه بگردم به فدای تو الهی


گمگشته طوفان بلاها به سراغت

آید نشود در دو جهان غرق تباهی


دریا مَثَلِ كوچك بحر كرم توست

می میرد اگر آب ننوشد، لب ماهی


از كودكی‌ام حب تو با شیره ی جان داد

مادر به امیدی كه شوم آنچه تو خواهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:52  توسط مهدی   | 

رد مسیحیت







انيس الاعلام في نصره الاسلام

مؤلف:

محمد صادق فخر الاسلام

زندگي نامه:

وي پارسايي بود مجاهد كه در ترويج آيين مقدّس اسلام كوشش فراوان مبذول داشت و در احقاق حق و نشر مباني اسلامي از هيچ كوششي فرو گذار نكرد. او سخنور و نويسنده به نامي بود كه كه در اشاعة حقايق مذهب جعفري از خدمت هاي بياني و علمي كوتاهي نمي كرد.
فخرالاسلام ابتدا در كيش سرياني بوده و با پدرش در اروميه مي زيسته و در همان جا تحصيل كرده و به درجة كشيشي رسيد. ولي از آن دين برگشته و دين اسلام و مكتب تشيّع را اختيار نموده و در نجف اشرف به تحصيلات خود ادامه داد تا از علماي اعلام اجازة اجتهاد گرفت.
او به جهت آشنايي به اديان به خصوص مسيحيت، كتابهاي زيادي در حقيقت اسلام و افضليّت آن بر اديان ديگر به رشته تحرير در آورده است. مردي بود مبارز كه بيشتر اوقات خود را به بحث و گفتگو در بارة اسلام و دفاع از حريم مقدس آن اختصاص داده و به قدري متواضع بود كه در پاي پلكان كاخ دادگستري تهران مي نشست و با مسيحيان به مباحثه مي پرداخت.
او مردي بود سخنور كه مجالس وعظ تهران را با سخنراني هاي خود زينت مي بخشيد.

تأليفات:

تحفة الاريب في رد اهل الصليب، تعيين الحدود علي النصاري و اليهود، رسالة فارقليط، حجة الإلهييّن في رد الطبيعيين، كشف الاعلام في نصرة الاسلام، كشف الاثر في اثبات شق القمر.[1]

معرفي اجمالي كتاب:.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:19  توسط مهدی   | 

عـلامـه مـجـلسـى رحـمـه اللّه روايـت كرده از بعض مؤ لفات اصحاب ما از على بن عـاصـم كـوفـى خـبـرى را كه حاصلش آن است كه او وارد شد بر حضرت امام حسن عسكرى عـليه السلام حضرت به او نمود بساطى را كه بر او نشسته بودند بسيارى از انبياء و مـرسـليـن عـليـهما السلام و نمود به او آثار قدمهاى ايشان را. على مى گويد: افتادم بر روى آن و بـوسـيـدم آن را و بـوسـيـدم دست امام عليه السلا را و گفتم من عاجزم از نصرت شما به دست خود و عملى ندارم غير از موالات و دوستى شما و بيزارى جستن از دشمنان شما و لعـن كـردن بـر ايـشـان در خـلوات خـود، پـس چـگـونـه خـواهـد بـود حـال مـن ؟ حـضـرت فـرمـود: حـديـث كـرد مـرا پـدرم از جـدم از رسـول خـدا صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم كـه فرمود هر كه ضعف پيدا كند از نصرت ما اهـل بـيـت و لعـنت كند در خلوات خود دشمنان ما را برساند حق تعالى صوت او را به جميع مـلائكـه ، پـس هـر زمانى كه لعن كند يكى از دشمنان ما را بالا برند آن را ملائكه و لعمت كـنـنـد كسى را كه لعنت نكند ايشان را پس هرگاه برسد صوت او به ملائكه استفار كنند براى او و ثنا گويند بر او و بگويند:

( اَللّهُمّ صَلِّ عَلى رُوحِ عَبْدِكَ هذا الَّذى بَذَلَ فِى نُصْرَةِ اَوْليائِهِ جُهْدَهُ وَ لَوْ قَدَرَ عَلى اَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ لَفَعَلَ ) .

پـس نـدا آيـد از جانب حق تعالى كه اى ملائكه من ، من استجابت كردم دعاى شما را در حق اين بنده ام و شنيدم نداى شما را و صلوات فرستادم بر روح او با ارواح ابرار و قرار دادم او را از مصطفين اخيار.

منتهی الامال - شیخ عباس قمی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:1  توسط مهدی   | 

عن النّبى صلى الله عليه و آله : (اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرارَةً فى قُلوُبِ الْمُؤْمِنينَ لاتَبْرَدُ اَبَدا)


پيامبر گرامى در حالى كه حضرت حسين عليه السلام را بر زانوى مهر نشانده بود               

و باران محبّت بر او مى باراند فرمود:

براستى كه براى شهادت حسين عليه السلام در قلبهاى مردم باايمان ، شور

و حرارت وصف ناپذير و جاودانه اى است كه به سردى نخواهد گرائيد.

مستدرك الوسائل : ج 10، ص 318.


شيعيان ديگر هواى نينوا دارد حسين




مروه پُشت سر نهاد امّا صفا دارد حسين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 8:15  توسط مهدی   |