|
«وَ اعتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ وَ اذْكُرُواْ نِعمَةَ اللّهِ علَيْكُمْ اِذْ كُنتُمْ أَعدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعمَتِهِ اِخْوَانًا وَ كُنتُمْ علَيَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (103)» آل عنران
[و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد، آن گاه كه دشمنان (يكديگر) بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه خداوند، نشانههاي خود را براي شما روشن ميكند؛ باشد كه شما راه يابيد]
1) علي بن ابراهيم در باره آيه «وَاعتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعا» گفته است: منظور، توحيد و ولايت مي باشد.#1# ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۵ساعت 14:5  توسط مهدی
|
روایات و نقل های تاریخی در لبس السواد (سیاه پوشی) در عزاداری
موارد زیر شامل فعل معصوم علیه السلام در سپاهپوشی در عزاداری و همچنین تقریر ایشان می باشد و دربردارنده نقل قول هایی از سیرۀ مؤمنان متصل به امام معصوم علیه السلام است:
دوره معاصر با حیات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم
1. در جنگ احد كه 70تن از مسلمانان شهيد شدند، زنان مسلمان ـ از جمله امّ سلمه ـ در سوگ شهيدان جامة سياه در بركردند.[1]
2. اسماء بنت عميس، پس از جنگ موته در عزاي همسر خويش «جعفر طيّار» لباس سياه پوشيد.[2]
اسماء بنت عميس همواره در محضر حضرت فاطمه زهرا و اميرالمومنین علیه السلام حضور داشت. از اهل سرّ ایشان بود به گونه ای که در تغسیل حضرت صدیقة اطهر سلام الله علیها دخیل بوده است. ایشان فرزندانش را فدای اهل البیت علیهم السلام کرده و همچنین قابلگی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را به عهده داشته است.
امام صادق علیه السلام در حق اسماء دعا کرده و مامقانى به استناد همين دعا، وى را در نقل حديث، ثقه دانسته است. [3]
برخى از اشخاصى كه از اسماء بنت عميس روايت نقل كردهاند عبارتند از: 1 - امام سجاد 2- پسرش عبدالله بنجعفر بنابىطالب3- عون بن جعفر 4. فاطمه صغرى دختر على بنابىطالب5- عبدالله بنعباس 6- ام جعفر بنت محمد بن جعفر بنابى طالب 7- فاطمه بنت الحسين 8- زينب بنت اميرالمؤمنين 9- فاطمه بنت اميرالمؤمنين10-سعيد بن مسيب.
وجود شخصيتهاى بلندمرتبه در اين ميان; مانند امام سجاد علیه السلام، كه به احاديث او استناد كردهاند، در معرفى شخصيت رجالى وى به تنهايى كافى است و ما را از هر توضيحى بىنياز مىسازد.
3. امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«خطب رسول الله یوماً بعد أن صلّی الفجر فی المسجد و علیه قمیصه سوداء»[4]
«روزی که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم وفات یافتند، در حالی که پیراهن سیاهی داشتند، نماز صبح را در مسجد به جماعت خواندند و سپس به ایراد خطبه پرداختند.»
حضرت در ادامه می فرمایند که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم در همان روز از دنیا مفارقت فرمودند.
همچنین در سیرۀ ابن هشام همین مطلب ذکر شده است که:
«کان علی رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلّم) قمیصة سوداء حین اشتدّ به وجعه»[5]
«هنگام احتضار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلّم) لباس مشکی بر تن ایشان بود.»
دورۀ دو سبط رسول اکرم صلی الله علیه واله و سلم
1. امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام لباس سیاه بر تن نمودند. اصبغ بن نباته گويد: بعد از شهادت مولاي متقين اميرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد كوفه شدم، ديدم كه:
«انّ الحسنین (علیهماالسّلام) لبسا السواد علی أبیهما فی الکوفة بعد شهادته...»[6]
«همانا امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام در عزای پدر بزرگوارشان مشکی پوشیدند بعد از شهادت او در کوفه.»
2. ابن ابی الحدید در جای دیگری از شرح از مدائنی نقل می کند که چون امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شهادت رسید عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد وگفت همانا امیر المومنین وفات یافت او کسی را به عنوان جانشین خود قرار داده است اگر او را اجابت می کنید نزد شما بیاید واگر کراهت دارید کسی بر دیگری اصرار ندارد. مردم گریه کردند و گفتند بلکه به سوی ما بیاید (امام) حسن (علیه السلام) در حالی که لباس مشکی بر تن داشت نزد آنان آمد و خطبه ای ایراد فرمود.[7]
3. همچنین روایت شده است:
«قتل الحسین بن علی و علیه جبة خزّ دکناء»[8]
«امام حسین علیه السلام کشته شد در حالی که بر تن شریفش لباسی از خز سیاه بود.»
لذا پیراهن پاره و پاره و خونین امام حسین علیه السلام به رنگ مشکی است.
دوره امام زین العابدین علیه السلام و ائمه اطهار از فرزندان ایشان علیهم السلام
1. سليمان بن راشد از پدرش نقل مي كند كه:
«رأیت علی بن الحسین و علیه درّاعة سوداء و طیلسان أزرق»[9]
«امام سجاد علیه السلام را ديدم كه جبّه اي سياه رنگ و جلوباز پوشيده بودند.»
2. زنان بنی هاشم در ماتم امام حسین علیه السّلام لباس های سیاه و خشن پوشیدند.
روی عن عمرو بن زین العابدین أنّه قال: «لمّا قتل جدی الحسین المظلوم الشهید لبس نساء بنی هاشم فی مأتمه ثیاب السواد و لم یغیّرنها فی حرّ أو برد و کان الإمام زین العابدین یصنع لهنّ الطعام فی المأتم»[10]
«هنگامی که جدّم حسین علیه السّلام کشته شدند، زنان بنی هاشم لباس سیاه و خشن پوشیدند و از گرما و سرما شکایتی نمی کردند و اینگونه بود که امام سجاد علیه السّلام برای آن ها غذای ماتم زدگان و عزاداران تهیه می کرد.»
سياه پوشيدن هاشمیات تحت اشراف امام معصوم حضرت زین العابدین علیه السّلام بوده ایشان نه تنها از این کار نهی نمی فرمودند بلکه فعل امام در عزاداری ایشان به عنوان تقریر، تأیید و رجحان فعل هاشمیات و نوعی خدمت به سیاهپوشان بر عزای حسین علیه السلام است.[11]
3. عماد الدین ادریسی قرشی از ابی نعیم اصفهانی به سندش از ام سلمه نقل کرده که:
«عن اُمّ سَلَمَةَ انّها لَمّا بَلَغَها مَقتَلُ الحُسين ضَرَبَت قُبّةً في مَسجِدِ رسول الله جَلَسَت فيها و لَبيسَت سَوادً»[12]
«هنگاميكه خبرشهادت امام حسين علیه السلام به ام سلمه رسيد در مسجد پيامبر صلی الله علیه واله وسلم قبّه اي (خیمه ای) سياه زد و جامة سياه پوشيد.»
این قضيه به بانويي مربوط مي شود كه هفت سال همسر پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم بود و بيش از پنجاه سال با امامان معصوم از نزديك در ارتباط، و محشور و مأنوس بوده است. ودايع امیرالمؤمنین و امام حسين علیهما السلام در نزد او بود، و امام حسين علیه السلام او را مادر خطاب مي كرد، با توجه به اينكه پوشیدن لباس سیاه به نشانه عزا همواره رخ ميداد، مي توان عمل ایشان را به تقرير معصومين علیه السلام نيز نسبت داد و عمل او را علاوه بر سيره كاشف از سنت دانست.
4. سكينه دختر امام حسين علیه السلام خطاب به يزيد گفت:
«ديشب خواب ديدم كه ... سپس خادم بهشتي دستم را گرفت و داخل قصر نمود. آنجا با پنج بانوي بزرگ و نوراني روبرو شدم كه در ميان آنها زني بزرگوارو نوراني تر از همه به چشم مي خورد كه موي پريشان كرده و لباس سياه پوشيده بود و در دستش پيراهني خون آلود....او فاطمه زهرا سلام الله علیها بود.»[13]
5. هنگاميكه يزيد، اهل بيت رسول خدا را طلبيد و آنان را ميان ماندن در شام و برگشتن به مدينه مخيّر نمود، گفتند: «ما بيش از هر چيز دوست داريم كه براي امام مظلوم مجلس ماتم و عزا برپا كنيم وگريه و زاري كنيم. يزيد گفت: آنچه مي خواهيد انجام دهيد. آنگاه خانه هايي را براي آنان مهيّا ساخت، پس از زنان بني هاشم و طائفه قريش كسي باقي نماند، جز اينكه (به نشانة عزاداري ) براي حسين علیه السلام لباس سياه پوشيدند، و به مدت هفت روز براي آن حضرت ندبه و زاري كردند.[14]
بايد گفت كه وجود افرادي چون عقيلة بني هاشم، نائبه حضرت زهرا، حضرت زينب كبري سلام الله علیها در ميان بانوان سياهپوش، اگر نگوئیم مسأله را از حدّ سيره بالاتر مي برد. حداقل در حدّ حجّت شرعي است. علاوه بر آن تقریر امام زین العابدین علیه السلام تأییدی محکم در این قضیه است.
6. نعمان بن بشير هنگاميكه خبر شهادت امام حسين علیه السلام را به گوش اهالي مدينه رسانيد، همة مردها سياه پوشيدند و فرياد و ناله سردادند.[15]
7. ابی مخنف روایت کرده که نعمان بن بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به اهل مدینه ابلاغ نمود و در مدینه زنی نبود جز آنکه از پشت پرده بیرون آمد و لباس مشکی پوشیده، مشغول عزاداری شد.[16]
8. سليمان بن ابي جعفر (عموي هارون) در تشييع پيكر مطهّر امام كاظم علیه السلام جامة سياه پوشيده بود.[17]
9. سيف بن عميره، در سوگنامة خود مي گويد:
«و البس ثياب الحزن يوم مصابه ما بين اسود حالك او اخضر»[18]
«در روز شهادت آن حضرت ( روز عاشورا ) جامه هاي عزا بر تن كن، جامه هایی به رنگ سياه تند و يا سبز تيره.»
سيف بن عَميره نخعی كوفی، از اصحاب بزرگوار امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام و از راويان برجسته و مشهور شيعه است كه رجال شناسان بزرگی چون شيخ طوسی در «فهرست»، نجاشی در «رجال»، علامة حلّی در «خلاصه الاقوال»، ابن داود در «رجال»، و علاّمه مجلسی در «وجيزه» به وثاقت وی تصريح كرده اند. ابن نديم درفهرست خويش وی را از آن دسته از مشايخ شيعه می شمردكه فقه را از ائمّه عليهم السلام روايت كرده اند. سيف بن عميره، همچنين از جمله راويان زيارت معروف عاشورا به نقل از امام باقرعليه السلام است كه قرائت آن درطول سال، ازسنن رايج ميان شيعيان می باشد.[19] سيف بن عميره، در رثای سالار شهيدان عليه السلام چكامه بلند و پرسوزی دارد كه با مطلع:
جلّ المصائب بمن اءصبنا فاعذرى يا هــذه و عــن الملامة فــاقصرى
آغاز می شود. سيّد محسن امين[20] در اعیان الشیعه وبه تبع وی شهيد سيد جواد شبّر[21] (از خطبای فاضل لبنان) در کتاب ادب اللطف أو شعراء الحسین به اين مطلب اشاره كرده و تنها بيت نخست قصيده را ذكر كرده اند. امّا شيخ فخرالدين طريحی فقيه، رجالی اديب و لغت شناس برجسته شيعه، وصاحب مجمع البحرين ـ در كتاب «المنتخب»[22] كلّ قصيده راآورده است كه در بيت ماقبل آخرآن، شاعر صريحاً به هويّت خود اشاره ای دارد؛آنجا كه خطاب به سادات عصرمی گويد:
و عًبَيْدُكُمْ سيفٌ فَتَى ابْنُ عَميرة عبـــدٌ لعبد عبيد حيدر قنبر
10. پس از خطبة تاريخي امام سجّاد علیه السلام در مسجد جامع دمشق، منهال برخاست و گفت: چگونه هستي اي فرزند رسول خدا؟ امام سجاد علیه السلام فرمود:
«چگونه مي شود حال كسي كه پدرش به قتل رسيده باشد و اهل و عيالش اسير شده باشند؟ همانا من و اهل بيتم لباس عزا پوشيده ايم و پوشيدن لباس نو برما روا نيست.»[23]
11. راوی می گوید:
«دخلت علی سیدی أبی محمد نظرت إلی ثیاب بیاض ناعمة علیه فقلت فی نفسی ولی الله و حجته یلبس الناعم من الثیاب و یأمرنا نحن بمواساة الإخوان و ینهانا عن لبس مثله فقال متبسما یا کامل و حسر ذراعیه فإذا مسح أسود خشن علی جلده فقال هذا لله و هذا لکم...»[24]
«وقتی محضر امام حسن عسکری علیه السّلام رسیدم، دیدم لباس نرم و لطیف سفید رنگی پوشیده است. با خودگفتم: ولی خدا و حجت پروردگار خودش چنین لباسی می پوشد و به ما دستور می دهدکه نسبت به برادران دینی گذشت داشته باشیم و از پوشیدن مانند آن نهی می کند. امام عسکری علیه السّلام درحالی که تبسّم می کرد، آستین مبارک را بالا زد و به من نشان داد که لباس پشمین زبر سیاهی به تن دارد، فرمود: «هذا لله و هذا لکم» این برای خداست و آنچه دیدی به خاطر شماست...»[25]
12. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام از فضیلت نهم ربیع الاول صحبت می فرمایند چنین خطاب فرمودند:
«یوم الغدیر الثانی... یوم عیدالله الأکبر ... یوم نزع السواد...یوم الفطرالثانی...»[26]
«(نهم ربیع الأول) روز غدیر دوم... روز عید بزرگ خداوند... روز بیرون آوردن لباس سیاه... روز فطر دوم... می باشد.»
در حقیقت لباس مشکی و عزا بر تن اهل البیت علیهم السّلام و شیعه ایشان خواهد ماند تا ظهور منتقم الله عجّل الله تعالی فرجه الشّریف آن لحظه که بنیانگذار ظلم بر آل الله و اصول الظالمین را از میان بردارند. از این روست که در روایات وارد شده که روز نهم ربیع الأول، روز به درک واصل شدن دومی ملعون، روز بیرون آوردن لباس سیاه است
13. در کتاب نجم الثاقب روایت ذیل وارد شده است:
«کنت بسر من رأی أسیر فی درب الحصا إلی أن قال لی أتری هذا الجدار تدری من صاحبه قلت و من صاحبه قال هذا الفتی العلئی الحجازی یعنی علی بن محمد بن الرضا علیه السلام و کنا نسیر فی فناء داره قلت لیزداد نعم فما شأنه قال إن کان مخلوق یعلم الغیب فهو قلت فکیف ذلک ... و هو علی فرس أدهم و علیه ثیاب سود و عمامة سوداء و هو اسود اللون فلما بصرت به وقفت إعظاما له و قلت فی نفسی لا و حق المسیح ما خرجت من فمی إلی أحد من الناس قلت فی نفسی ثیاب سوداء و دابة سوداء و رجل أسود سواد فی سواد فی سواد فلما بلغ إلی أحد النظر و قال قلبک أسود مما تری عیناک من سواد فی سواد فی سواد...»[27]
14. همچنین داوود رقی روایت می کند که:
«کانت الشیعة تسأل أبا عبدالله عن لبس السواد قال فوجدناه قاعداً علیه جبة سوداء و قلنسوة سوداء و خفّ أسود مبطن بسواد ثم فتق ناحیة منه و قال أما إن قطنه أسود و أخرج منه قطنا أسود ثم قال بیّض قلبک و البس ما شئت»[28]
15. نه تنها شیعیان بلکه همۀ اهل دریاها به امر خداوند لباس ماتم و عزا بر امام حسین علیه السّلام پوشیدند:
«...أنّ ملکا من الملائکة الفردوس نزل علی البحر فنشر أجنحة علیها ثم صاح و قال: یا أهل البحار! ألبسوا أثواب الحزن فإن فرخ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم مذبوح...»[29]
«...همانا ملکی از ملائکۀ بهشت بر دریا نازل شد، پس بالهایش را بر دریا پهن نمود و سپس فریاد زد و گفت: ای اهل دریاها! لباس های حزن را بپوشید که عزیز رسول خدا را کشتند...»
و این گزیده ای از روایاتی بود که در منابع مختلف عامه و خاصه ذکر شده است و به نقل معدودی از این روایات بسنده کردیم.
برخي از كتب مستقلّي كه توسط بزرگان در مورد سیاهپوشی نوشته شده و ادله ای را ذکر نموده اند
1. ارشاد العباد الي الاستحباب لبس السواد علي سيدالشهداء و الأئمة الامجاد تاليف: سيد جعفر طباطبايي نوه صاحب رياض چاپ 1404ه قم.
2. سياهپوشي درسوگ ائمه نور،تاليف:علي ابوالحسني منذر ـ معاصر ـ چاپ 1375ش در 392صفحه قم
3. عزاداري سيد الشهداء علیه السلام، تاليف: سبط حسين زيدي ـ معاصر ـ چاپ 1415ه 216صفحه
4. عزاداري از ديدگاه مرجعيّت شيعه، تاليف: علي رباني خلخالي ـ معاصر ـ چاپ 1415ه 240 صفحه قم
و اما جامع ترين کتابي که تا کنون در اين خصوص نوشته شده، سياه پوشي در سوگ ائمه نور تاليف "علي ابوالحسني" (منذر) است که چاپ نخست آن از سوي انتشارات "معاصر" در سال 1375شمسي در 392 صفحه و در قم انتشار يافته است.
[1] . سيرة ابن هشام: 3/159
[2] . مجمع الزوائد هيثمي: 3/16
[3] . مامقانى: 3/69.
۴]بصائرالدرجات: 304.
[۵]. سیرة لأبن هشام: 4/316. به راستی حضرت برای بیان چه مطلبی به عالم وجود، با لباس سیاه جان بخشید؟! إلاّ مصائب بی شماری که بر آل الله علیهم السّلام وارد خواهد شد؟!
[۶]. شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید: 4/8؛ حدائق الناظرة للیوسف بحرانی، ج7، ص128.
[7] . شرح ابن ابی الحدید ج16 ص22
[8] . الکافی: 6/452؛ وسائل الشیعه: 4/364؛ بحارالانوار: 45/94؛ دلائل الامامة: 71؛ دکناء: سیاه یا مایل به سیاهی.
[9] . الکافی: 6/449. وسائل الشیعه: 5/24.
[۱۰]. المحاسن:420؛ نفس المهموم:473؛ بحارالأنوار:45/188؛ وسائل الشیعه: 3/238.
[11] . نکته جالب این است که هاشمیات چند سال بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السّلام یعنی تا به قتل رسیدن ابن زیاد لباس مشکی زبر و خشن خود را بیرون نیاوردند.
[12] . مقتل ابی مخنف ص 222 و223 ؛ عيون الاخبار از عماد الدين ادريس قريشي /109، شرح الاخبار قاضي نعمان: ج3 / ص171/ح1919
[13] . بحارالانوار: 45/195.
[14] . منتخب طريحي : 2/482، بحارالانوار: 45/196.
[15] . مقتل ابي مخنف:222.
[16] . عیون الاخبار وفنون الاثارص109.
[17] . بحارالانوار: 48/227.
[18] . منتخب طريحي: 2/437.
[۱۹]. شیخ علی ابوالحسنی(منذر)، سیاهپوشی در سوگ ائمه نور:140-141.
[۲۰]. سیدمحسن، امین، اعیان الشیعه، تحقیق و اخراج: سید حسن امین: 7/326.
[۲۱]. سید جواد، شبر، ادب الطف أو شعراء الحسین علیه السلام، 1/196.
[۲۲]. شیخ فخرالدین، طریحی نجفی، المنتخب للطریحی فی جمع المراثی والخطب المشتهر بالفخری، 2/436.
[23] . مقتل ابي مخنف / 217، ناسخ التواريخ زندگي امام سجاد علیه السلام.
[۲۴]. الغیبة للطوسی:159؛ بحارالأنوار: 25/336 و52/50؛ وسائل الشیعة: 3/351.
[25] . اهل البیت علیهم السّلام همیشه عزادار و داغدار بر امام حسین علیه السّلام بودند و در برخی از مواقع آن را ابراز نموده و برخی اوقات آن را پنهان می داشتند.
[۲۶]. بحارالأنوار: 31/127؛ المستدرک:3/326؛ الاقبال لسیدبن طاووس: 464. محرم، صفر، ربیع الاول. آنها که حزن امام حسین علیه السلام را اظهارمی کنند. در محرم و صفر لباس مشکی به تن می کنند و از 28 صفر تا 8 ربیع الاول که مصادف با وقایع هجوم به بیت وحی و شهادت حضرت محسن سلام الله علیه و غصب فدک و ضرب و شتم حضرت صدیقة طاهره است لباس مشکی بر تن می کنند و 9 ربیع الاول یعنی روز به درک واصل شدن دومی ملعون لباس مشکی را بیرون می آورند. روز 8 ربیع الاول مصادف است با شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام است و امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
[27] . بحارالانوار: 50/161؛دلائل الامامة محمد بن جریر طبری: 221؛ فرج المهموم لسید بن طاووس: 233.
[28] . وسائل الشیعه: 4/385.
[۲۹]. کامل الزیارات: 67؛ مستدرک الوسائل: 3/327.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 10:27  توسط مهدی
|
شهادت یا رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و اله ؟؟؟
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ. آل عمران ایه ۱۴۴ محمد [ص] فقط فرستاده خداست؛ و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند؛ آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمىگرديد؟ [و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟] و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمىزند؛ و خداوند بزودى شاكران [و استقامتكنندگان] را پاداش خواهد داد.
یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود. و معمولا میگویند رحلت حضرت رسول !!! این هفته قصد داریم در رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت صحبت کنیم: کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله: ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر ص مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است. (۱) شیخ مفید میگوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (۲) علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند. (۳) در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر ص در مدینه مسموم درگذشت.(۴) شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت. (۵) بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است. (۶) حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد. (۷) ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است. (۸) رسول خدا ص فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود. (۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. (۱۰)
پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند ؟؟؟
زمان شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله
ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول بیان شده است دو هفته است. (المغازی واقدی ج۱ص۱۲۶) به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه بنده به بیان مصادر کفایت میکنم: الطبقات الکبری ابن سعد جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم. در تمامی این مصادر فاصله ۱۲ الی ۱۴ روز فاصله بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال ۱۱ هجری و در سن شصت و سه سالگی بوده است. اولا:از آنجایی که حضرت رسول ص همانطور که گفتم از شهادت قریب الوقوع خودشان در غدیر خبر داده بودند. ثانیا:فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است. ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت. رابعا: در غدیر علی علیه السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود. ابوبکر و عمر و دیگران اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه ای که رسوا نشوند از دست پیامبر ص خلاص شوند و نقشه های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.
عایشه و اطرافیان او قاتل حضرت رسول ص
روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود. (الطبقات الکبری ج۲ص۲۳۵) در دو روایت بخاری و مسلم از عایشه آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید. گفتیم: (مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست! اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت. (۱۱)
اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است ؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید ؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند عایشه اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد ؟ انگار عایشه نیز مانند عمر خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند ؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند ؟ ثانیا: جمله آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.
در الطب النبوی ابن جوزی ج۱ص۶۶ میگوید: به او دوا خوراندند در حالیکه بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد. این کار زنهائی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد. و در روایات صحیح آمده که عایشه و حفصه حبشی بودند. این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشیها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.
عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آنحضرت فرمود: میدانید پیامبر ص درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا میفرماید: (اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.) او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن (عایشه و حفصه) به او سم نوشاندند. (۱۲) و در روایت دیگر آمده است: عایشه و حفصه به او سم نوشاندند. (۱۳) و علامه مجلسی میگوید: احتمال داردکه هر دو سم در شهادت پیامبر مؤثر بوده اند.(۱۴) منظور علامه از دو سم یکی سم خیبر است و دیگری سمی که در روزهای آخر حیاتش به او نوشاندند. سران رژیم غاصب (ابوبکر و عمر و دخترانشان و...) برای اینکه اسم آنها به عنوان قاتلین حضرت رسول در جامعه پخش نشود به دست و پا افتادند و صحنه را غبار آلود کردند و گفتند: درست است که رسول خدا مسموم شده اما این اثر سم خیبر در سال هفتم هجری بوده است که اینک او را از پای درآورده است!!! البته هیچ عاقلی چنین بهانه واهی را نمی پذیرد زیرا رسول خدا در سال ۱۱هجری کشته شده و حادثه خیبر در سال هفتم اتفاق افتاده است !!! از آن گذشته رسول خدا ص از مسمومیت طعام خیبر توسط جبرئیل آگاه شد و از آن نخورد. عایشه نیز از آن واقعه عبرت گرفت وخوردن سم را به اختیار خود پیامبر نگذاشت بلکه به زور آن را به حضرت خوراند. پس قطعا شهادت حضرت به خاطر آخرین سم که توسط عایشه به او خورانده شد و حضرت به خاطر ضعف نتوانستند مقاومت کنند و به شهادت رسیدند.
--------------------------- اسناد: ۱-المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص۶ ۲-المقنعه شیخ مفید ص۴۵۶ و منتهی المطلب حلی ج۲ص۸۸۷ ۳-منتهی المطلب حلی ج۲ ص۸۸۷ ۴-جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج۲ص۴۶۳ ۵-تهذیب الاحکام ج۶ص۱ و بحار الانوار ج۲۲ص۵۱۴ ۶-السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج۴ص۴۴۹ ۷-المستدرک. ج۳ص۶۰ ۸-السیره نبویه ابن کثیر ج۴ص۴۴۹ و البدایه و النهایه ج۶ص۳۱۷و۳۲۲ ۹-بصائر الدرجات ص۱۴۸و بحارالانوار ج۱۷ص۴۰۵و ج۴۰ص۱۳۹ ۱۰-کفایه الاثر-خراز قمی ص ۱۶۲ و وسائل الشیعه ج۱۴ص۲ و بحارالانوار ج۴۵ص۱ و من لایحضره الفقیه ج۴ص۱۷ ۱۱-سنن البخاری ج۷ص۱۷ و ج۸ص۴۰ و سنن مسلم ج۷ ص ۲۴و۱۹۴- تاریخ طبری ج۲ص۴۳۸ ۱۲-تفسیرالعیاشی ج۱ص۲۰۰ و بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶وج۲۸ص۲۱ ۱۳-بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶ ۱۴-بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶
به امید ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله علیها
یا علی یا علی یا علی اللهم العن الجبت و الطاغوت
_________________ قال رسول الله صلی الله علیه و اله: لا یقبل الله ایمان عبد الا بولایة علی و البرائة من اعدائه
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ساعت 8:38  توسط مهدی
|
|