هشام بن محمّد (مورّخ مشهور) گويد:
چون خبر شهادت محمّد بن ابى بكر- رضى اللّه عنه - به امير المؤمنين (ع) رسيد نامه اى به مالك بن حارث اشتر- رحمه اللّه - كه آن روزها در نصيبين اقامت داشت ، نگاشت كه : امّا بعد همانا تو از كسانى هستى كه من براى بر پائى دين از وى كمك مى جويم ، و به پشتيبانى وى تكبر و سركشى گناهكاران را مى شكنم ، و به يارى او مرزهائى را كه بيم هجوم دشمن از آنها مى رود مى بندم . و من پيش از اين محمد بن ابى بكر- رحمه اللّه - را بر مصر گماردم ، و تنى چند بر وى خروج كردند و چون جوان بود و جنگ ناآزموده كشته شده و به شهادت رسيد- خدايش رحمت كناد-، بنا بر اين بزودى نزد من آى تا در امر مصر تدبيرى بينديشيم ، و يكى از يارانت را كه مورد اعتماد و خير خواهى هستند به جايگزينى بر كارهاى خودت بگمار. مالك - رضى اللّه عنه - شبيب بن عامر ازدى را بجاى خود گمارد و بسوى امير المؤمنين (ع) روانه گشت تا بر آن حضرت وارد شد، امام (ع) خبر مصر را به وى باز گفت.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ساعت 20:6  توسط مهدی   | 
- ابو يحيى مولاى معاذ بن عفراء انصارى گويد:
عثمان بن عفّان نزد ارقم بن عبد اللّه خزانه دار بيت المال فرستاد و گفت : صد هزار [هزار ]درهم به من وام ده ، ولى ارقم گفت : يك قبض رسيد براى اطمينان خاطر مسلمين بنويس .
عثمان گفت : اى بى مادر بتو چه مربوط است ؟ تو خزانه دار ما هستى . چون ارقم اين را شنيد بسوى مردم شتافت و گفت : آى مردم مواظب مال خودتان باشيد، من تا بحال فكر مى كردم ، خزانه دار شمايم و تا امروز نمى دانستم كه خزانه دار عثمان بن عفّان هستم ، اين را بگفت و به منزل رفت . اين خبر به گوش عثمان رسيد، وى به سوى مردم بيرون شد تا به مسجد رفت ، سپس بر منبر بر آمد و گفت :....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ساعت 19:56  توسط مهدی   | 
قال الصادق علیه السلام:





و ما من نبی و لا وصی و الّا شهید
. (1)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 11:25  توسط مهدی   | 
آيا قيام كربلا





ساده انگارانه بود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 11:11  توسط مهدی   |