نمی از فضائل مولا امیرالمومنین علیه السلام

احنف بن قیس نقل می کند: روزی به دربار معاویه [ملعون] رفتم و دیدم طعام‌های مختلفی برای او آوردند که حتی نام برخی را نمی‌دانستم.

پرسیدم: این چه طعامی است؟ معاویه ملعون] جواب داد: مرغابی است ، که شکم آن‌را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ کرده و نِیشکر در آن ریخته‌‏اند.

بی اختیار گریه‏‌ام گرفت. وي با شگفتی پرسید: علّت گریه‏‌ات چیست؟

گفتم: به یاد [اميرالمؤمنين] علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) افتادم. روزی در خانه او میهمان بودم.‌ آنگاه سفره‌‏ای مُهر و موم شده آوردند. از ايشان پرسیدم: در این سفره چیست؟ پاسخ داد: نان جو گفتم: شما اهل سخاوت می‏‌باشید، پس چرا غذای خود را پنهان می‏‌کنید؟


حضرت فرمودند : این کار از روی خساست نیست، بلکه می‏ترسم حسن و حسین [عليهماالسلام]‏، نان‌ مرا با روغن زیتون یا روغن حیوانی، نرم و خوش طعم کنند.

گفتم: مگر این کار حرام است؟ فرمود: نه، بلکه بر حاکم امت اسلام لازم است در طعام خوردن ، مانند فقیرترین مردم باشد ، تا فقر مردم، باعث کافر شدن آنها نگردد و هر وقت که فقر به مردم فشار آورد بگویند: بر ما چه باک، سفره امیرالمؤمنین ( علیه السلام ) نیز مانند ماست.

معاویه لعنةالله عليه گفت: ای احنف! مردی را یاد کردی که فضیلت او را نمی‌توان انکار کرد.

📗 الفصول العلیه ، صفحه ٥١

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:39  توسط مهدی   | 

راي و بدعت و تغيير حالل و حرام

دين مردم به راي ايشان باشد،

کتاب و احکام آن تعطيل شود.

احکام باطل شود و اسالم رو به ضعف نهد.

بدعتها ظاهر شود. بدعتها زياد شود.

بدعت سنت شود و سنت بدعت. در هر سال بدعت و شر حادث شود بيش از سال پيش.

حلال را حرام کنند. حرام حلال شود و حلال حرام.

فتنه ها و بدعتها در دين چنان شايع شود که نوزادان بر وي نشو و نما کنند و کودکان بر وي بزرگ شوند و بزرگان بر وي پير گردند، تا اينکه سنت شود و چنان مستحکم گردد که اگر چيزي از او تغيير داده شود؛ فرياد برآيد که سنت تغيير داده شده.

منبع : کتاب مهدی منتظر - نگارش مرحوم آیت الله شیخ محمد جواد خراسانی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:22  توسط مهدی   | 

راجع به دين و سستي مردم در دين

از دين نماند مگر اسم او.

اسلام غريب شود چنانکه در اول غريب بود.

دين از مردم جا خالي کند چنانکه آب از ظرف خالي مي شود هنگام وارونه کردن.

به دين استخفاف کنند.

خود را به اسلام بنامند اما دورترين مردم باشند از وي.

صبر کننده بر دين مانند کسي است که اخگر آتش در کف خود گرفته باشد.

آثار بزرگ و ظواهر دين کهنه و مندرس گردد.

دين را به دنيا بفروشد.

دين پست شود و دنيا بلند گردد. دين را ترک گفته و به دنيا بچسبند، آخرت را ترک گفته و به دنيا رجوع کنند.

اگر دنياشان سالم باشد هر چه از دين تلف شود پروا نکنند.

دينشان درهمشان و همتشان شکمشان و قبلهي ايشان زنانشان باشد و براي نان خم شوند و براي درهم سجده کنند، حيران و سرگردان، نه نصاري و نه مسلمان.

منبع : کتاب مهدی منتظر - نگارش مرحوم آیت الله شیخ محمد جواد خراسانی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 12:4  توسط مهدی   |