|
اشتباهات بزرگ آقای طباطبائی در تفسير الميزان
وی مينويسد:خدای تعالی قرآن كريم خود را هدايت ونور وتبيان كل شيء معرفی كرده،آنوقت چگونه ممکن است چيزي كه خودش نور است،بوسيله غير خودش روشن شود؟ وچطور تصور دارد چيزی كه هدايت است، خودش محتاج باشدتا او راهدايت كنند؟ وچگونه چيزي كه خودش بيان هرچيزاست،محتاج باشد تا آن رابيان كنند؟؟؟؟! رك:تفسيرالميزان ١ص ٦ وترجمه آن ج١ص٩-١٠
مينويسد:قرآن كريم در بيان مقاصدش،احتياج به هيچ راهى ديگر ندارد!!!! رك:الميزان ٣ ص ٨٦ وترجمه آن ج ٣ ص ١٣٣
مينويسد:درتفسير يك يك آيات، بايد به خود قرآن مراجعه كرد!!!!! رك: الميزان ٣ ص ٧٦-٧٧ وترجمه آن ج ٣ ص ١١٧-١١٩
مينويسد:مراجعه به سنت(براي تفسيرقرآن)بادستورقرآن ودستور خود سنت،منافات دارد!!!!! رك:الميزان ٣ ص ٧٦-٧٧ وترجمه آن ج ٣ ص ١١٧-١١٩
درباره روايات( تفسيربه رأي) مينويسد:همه ميخواهنديك چيز را بفهمانند،وآن اين است كه براي درك معناي قرآن، ازغير قرآن استمداد نجوئيد!!!!! رك: الميزان ٣ ص ٨٣ وترجمه آن ج ٣ ص ١٢٩
درتفسيرآيه(افلايتدبرون القرآن)مينويسد:اين آيه دلالت روشن داردبراينكه معارف قرآن،معارفي است كه هردانشمندي باتدبر وبحث پيرامون آن،ميتواندآن رادرك كند...! وبااينكه اين آيه درمقام تحدي وبيان اعجاز قرآن است،معنا ندارد درچنين مقامي فهم قرآن را مشروط به فهم صحابه وشاگردان ايشان بدانيم؛حتي معنا ندارد كه درچنين مقامي،آنرامشروط به بيان رسول خدا(صلي الله عليه وآله)بدانيم.....!!!!! رك: الميزان ٣ ص ٨٣-٨٤ وترجمه آن ج٣ ص ١٣٠-١٣١ و...........
تذكرات: ايشان بنابر مبناي غلط خود(استقلال قرآن واكتفاء درتفسير قرآن،به قرآن)ازروايات به عنوان دليل استفاده نميكند!!!! بلكه آنهاغالبا به عنوان مؤيدات نظرات استنباطي خودش استفاده ميكند!!! لذا كرارا مشاهده ميشود كه از روايات مخالفين بجاي روايات اهل بيت عليهم السلام استفاده كرده است!!!!
عبارت(ان القرآن يفسر بعضه بعضا)كه ايشان كرارا از آن استفاده ميكند،روايت نيست بلكه(بنحو موجبه كليه)كلامي غلط ومخالف كلمات معصومين است!!!!!
نظري كه ايشان درباب تفسيرقرآن كريم مطرح كرده،همان نظريه استقلال قرآن است كه ابتدائا توسط حزب سقيفه با ردكردن تفسير اميرالمؤمنين عليه السلام شروع شد وبعدا توسط ابن تيميه هاوابن كثيرها دنبال شد وآخر به طباطبائي وشاگردانش امثال صادقي تهراني،معرفت و...رسيده است!! صاحبان اين نظريه قائلند كه قرآن براي بيان مقاصد خودش كافيست ونياز به بيان احدي (حتي رسول الله واهل بيتشان عليهم السلام)ندارد!!!! اينان قائلند كه حتي متشابهات قرآن هم بدون رجوع به عترت وباتفكر درمحكمات،قابل فهم است!!!!
خلاصه اينكه ما در فهم قرآن نيازي به عترت نداريم!!!!
آنچه قائلين به استقلال قرآن مطرح ميكنند،بامسأله حجيت ظواهر قرآن كه در علم اصول مطرح ميشود،فرق دارد!چراكه درعلم اصول،سخن از حجيت((ظواهر))است ولي اينان،حتي درتفسيرآيات متشابه نيز،خودرا نيازمند اهل بيت عليهم السلام نميدانند!!!
بيانات اهل بيت عليهم السلام درمورد كسي كه بدون بيان عترت،به تفسير قرآن بپردازد:
كافر است(كافي ٢ ص ٦٣٢-٦٣٣) جايگاهش درآتش است(وسائل الشيعه ٢٧ ص ٣٣) برخدا دروغ بسته(كمال الدين ١ ص ٢٥٦) خودش وديگران راهلاك كرده(كافي ٨ ص ٣١١) ملعون است(بناء المقالة الفاطمية ص ٨٢) به خدا ايمان نياورده است(احتجاج ٢ ص ٤١٠) و.....
قضاوت باشما پيروان اهل بيت عليهم السلام!؟
جهت آشنائي بيشتر با سخنان طباطبائي ونقد كلماتش رجوع كنيدبه: (المنهج الصحيح في تفسير القرآن)يا ترجمه آن(روش صحيح تفسير قرآن) نوشته (عبدالنبي مهدي)
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان ۱۳۹۴ساعت 19:44  توسط مهدی
|
|
👁️ شمارنده بازدید
۱۲٬۵۸۴
مجموع بازدیدهای وبلاگ
|