☑☑☑☑☑

 

⚫سخن گفتن راس مطهر امام حسین (ع) واقعیت و یا تحریف⚫

 

وقایع عاشورا و بعد از آن، در زمرۀ اموری هستند که تا تاریخ زنده است شگفتی آدمی را برمی‌انگیزد و اوج مظلومیت اهل بیت (ع) را در تمامی اعصار، فریاد می‌زند. خداوند متعال به وسیله امام حسین (ع) حجت خویش را نه تنها بر مردم آن زمان، بلکه تا دنیا دنیاست بر همۀ مردمی که داستان شهادت امام حسین (ع) و اسارت خاندان مکرم ایشان به گوش آنها می‌رسد، تمام می‌کند.

 

گاهی دیده می‌شود که برخی مطالبی را که در منابع شیعه و سنی جزو مسلمات است، برخی نادیده می‌گیرند و منکر اصل این داستان‌ها می‌شوند.

 

به عنوان مثال، وقتی رأس امام حسین (ع) وارد کوفه و دمشق شد، به شهادت مدارک متعدد و معتبر شیعه، به اذن الله تعالی، رأس امام حسین (ع) شروع به خواندن آیاتی از کلام الله مجید کرد تا حجت الهی را بر آن نامردمان تمام کند.

 

شیخ مفید – اعلی الله مقامه الشریف – چنین روایت می‌کند:

 

عن زید بن أرقم أنه قال: مر به علی و هو علی رمح و أنا فی غرفه، فلما حاذانی سمعته یقرأ: (أم حسبت أن أصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا) فقف- والله - شعری و نادیت: رأسک والله - یا ابن رسول الله - أعجب و أعجب.[۱]

 

از زید بن ارقم روایت شده است که گفت: آن سر مقدس را که بر نیزه بود بر من عبور دادند و من در غرفه و بالاخانۀ خود نشسته بودم. چون برابر من رسید شنیدم که این آیه را می‌خواند:

 

 «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ...[۲] یعنى آیا پنداشتى که (داستان) اصحاب کهف و رقیم از آیت‌هاى شگفت ما بودند!» پس به خدا سوگند از هراس موى تنم راست شده داد زدم: به خدا اى پسر رسول خدا (داستان) سر تو شگفت‏تر و حیرت انگیزتر است‏.

 

برخی مدعی شده‌اند که این مطالب صرفاً برای کتاب‌های شیعه است و برخی دیگر ادامه می‌دهند که مگر امکان دارد که سر بریده شده بتواند حرف بزند؟ اینها به جز ساخته‌های شیعه است!!!

 

یکی از نکاتی که باید بدان توجه داشت، آن است که شیعیان مطالب اعتقادی خود را صرفاً از احادیث شیعی می‌گیرند و اعتباری برای احادیث اهل تسنن در امور اعتقادی قائل نمی‌شوند. زیرا نه تنها راویان احادیث اهل تسنن، مورد وثاقت شیعیان نیستند، بلکه برخلاف سیر پیوسته احادیث شیعیان تا معصوم، در تاریخ حدیث اهل سنت یک فاصله زمانی و گپ تاریخی ۱۵۰ تا ۲۰۰ ساله در نقل روایت وجود دارد که باعث بی‌اعتمادی نسبت به احادیث می‌شود.

 

نکتۀ بعدی این است که این جریان (قرآن خواندن راس امام حسین (ع) بر سر نیزه) آنقدر معروف و مشهور تاریخ بوده که با تمام تمهیداتی که بنی امیه برای مخفی نگه داشتن وقایع عاشورا در نظر گرفت، آوازۀ این جریان به گوش بسیاری از علمای اهل تسنن رسید؛ به نحوی که آن را از وقایع صحیح و مستند تاریخ می‌دانند.

 

ابن عساکر چنین گزارش می‌دهد:

 

حدثنا أبوالحسن علی بن المسلم لفظانا عبدالعزیز بن أحمد أنا تمام بن محمد و أبواللیث أسد بن القاسم الحلبی قالا أنا الفضل بن جعفر بن محمد التمیمی المؤذن نا أبوالحسن محمد بن أحمد العسقلانی بطبریه نا علی بن هارون الأنصاری نا محمد بن أحمد المصری نا صالح نا معاذ بن أسد الحرانی نا الفضل بن موسى الشیبانی نا الأعمش نا سلمه بن کهیل قال رأیت رأس الحسین بن علی رضی الله عنهما على القنا و هو یقول «فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم»[۳]

 

اعمش از سلمه بن کهیل روایت می‌کند که گفت: سر (مبارک) حسین بن علی (ع)را بر روی نیزه دیدم که می‌فرمود: و به زودى خداوند [شر] آنان را از تو کفایت خواهد کرد، که او شنواى داناست.

 

در ادامه از قول ابن عساکر چنین آمده:

 

قال الفضل بن جعفر فقلت لأبی الحسن العسقلانی الله إنک سمعته من علی بن هارون قال الله إنی سمعته منه قال تمام و أسد قلنا للفضل بن جعفر الله إنک سمعته من أبی الحسن العسقلانی قال الله إنی سمعته منه قال عبدالعزیز قلت لتمام و أسد الله إنکما سمعتماه من الفضل بن جعفر قالا الله إننا سمعناه منه قال أبو الحسن علی بن المسلم الفقیه قلت لعبد العزیز الله إنک سمعته من تمام و أسد قال الله إنی سمعته منهما قلنا للفقیه أبی الحسن الله إنک سمعته من عبد العزیز قال الله إنی سمعته منه رواه المیدانی عن الفضل و قال معاذ بن أسد الخرأسانی و هو الصواب[۴]

 

راویان این جریان هر کدام مشایخ روایی‌شان را قسم می‌دهند که آیا واقعاً چنین واقعه‌ای را از استاد خویش شنیده‌اند؟ هر یک از استادان نیز شنیدن این واقعه را تأیید می‌کند.

 

عمرو بن غرامه عمروی – محقق کتاب – می‌گوید که در نسخۀ یوسفیۀ این کتاب، چنین گزارش شده:

 

و زید بعدها فی م: قال أبوالحسن العسقلانی: فقلت لعلی بن هارون انک سمعته من محمد بن أحمد المصری، قال: الله انی سمعته منه، قال الأنصاری فقلت لمحمد بن أحمد: الله انک سمعته من صالح؟ قال: الله إنی سمعته منه، قال جریر بن محمد: فقلت لصالح: الله انک سمعته من معاذ بن أسد؟ قال: الله انی سمعته منه، قال معاذ بن أسد: فقلت للفضل: الله انک سمته من الأعمش؟ فقال: الله انی سمعته منه، قال الأعمش: فقلت لسلمه بن کهیل: الله انک سمعته منه؟ قال: الله انی سمعته منه بباب الفرادیس بدمشق؟ مثل لی ولا شبه لی، و هو یقول: (فسیکفیکهم الله و هو السمیع العلیم).

 

در این روایت نیز سلمه بن کهیل قسم یاد می‌کند که آن آیه را شنیده است که سر مطهر امام حسین (ع) خوانده‌اند.

 

ابن عساکر در جای دیگری از کتابش به نقل از منهال بن عمرو روایت می‌کند:

 

أنبأنا أبومحمد بن الأکفانی نا عبدالعزیز الکتانی نا أبومحمد عبدالله بن الحسن ابن الفضیل الکلاعی و أبو عبدالله محمد بن یعقوب الطائی الحمصیان قالا أنا أبو عبدالله بن خالویه النحوی نا أبوالحسین بن مخزوم الحافظ حدثنی محمد بن علی بن العباس الصیرفی نا أحمد بن محمد بن سلیمان القاضی عن عبد الله بن زاهر الرازی عن الأعمش عن المنهال بن عمرو قال أنا والله رأیت رأس الحسین بن علی حین حمل و أنا بدمشق و بین یدی الرأس رجل یقرأ سوره الکهف حتى بلغ قوله تعالى «أم حسبت أن أصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» قال فأنطق الله الرأس بلسان ذرب فقال أعجب من أصحاب الکهف قتلی و حملی.

 

(منهال بن عمرو می‌گوید): به خدا قسم وقتی در دمشق بودم و سر (مطهر) حسین بن علی (ع) حمل می‌شد. دیدم که سورۀ کهف را می‌خواند تا به این آیه رسید: آیا گمان کردى که ‏اصحاب کهف و رقیم از نشانه‏هاى شگفت‏انگیز ما بودند؟

 

منهال می‌گوید: خداوند متعال، سر مبارک را به نطق درآورد و با لسانی روان فرمود: کشتن من و حمل من (در شهرها) از اصحاب کهف شگفت‌انگیزتر است.[۵]

 

 

 

صحت این مطالب در نزد اهل تسنن مورد قبول است؛ چه اینکه هم ابن عساکر در تأیید روایتش به سخنان راویان و مشایخ روایی آنها اشاره کرده و هم اینکه این داستان به نقل برخی از این روات آنقدر مشهور است که در زندگی‌نامۀ آنها بیان می‌شود.

 

☑☑☑☑☑

 

[۱] ارشاد (ج۲ ص ۱۱۷-۱۱۸)

 

[۲] سورۀ کهف آیۀ ۹

 

[۳] تاریخ دمشق، ج ۲۲ ص ۱۱۷، المؤلف: أبوالقاسم علی بن الحسن بن هبه الله المعروف بابن عساکر (المتوفى: ۵۷هـ)، المحقق: عمرو بن غرامه العمروی، الناشر: دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ - ۱۹۹۵ م

 

[۴] تاریخ دمشق، ج ۲۲ ص ۱۱۸، المؤلف: أبوالقاسم علی بن الحسن بن هبه الله المعروف بابن عساکر (المتوفى: ۵۷۱هـ)، المحقق: عمرو بن غرامه العمروی، الناشر: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ - ۱۹۹۵ م

 

[۵] تاریخ دمشق، ج ۶۰ ص ۳۶۹-۳۷۰، المؤلف: أبوالقاسم علی بن الحسن بن هبه الله المعروف بابن عساکر (المتوفى: ۵۷۱هـ)، المحقق: عمرو بن غرامه العمروی، الناشر: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ - ۱۹۹۵ م

🌴🌴🌴🌴🌴

 

کانال رسمی تلگرام ،،،،،، علی مع الحق و الحق مع علی ،

 

https://telegram.me/alititle

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 18:37  توسط مهدی   |