|
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️نقد تصوف و عرفان
🔷شخصیت شناسی اقطاب صوفیه 🔷 شمس تبریزی نام : محمد بن علی ملکداد تبریزی لقب و کنیه : شمس تبریزی مذهب : سُنّي حنفي مذهب اشعري . در فروع از پيروان ابوحنيفه بود... و خاندانش مذهب حنفي داشتند (مولوی نامه، جلال الدین همایی ج 1 ، 2 39) نگاه شمس تبریزی به مذاهب ديگر یکسان بوده و همچون دیگر صوفیان پلورالیسم دینی را ترویج می داد . از نظر او گبر و يهود و ترسا و كافر و ملحد و مسلمان همه یکسان هستند و بغض و كينه و كراهت و خشم و انزجار، با هيچ مذهب و ملتي نداشت. ( مولوی نامه جلال الدین همایی، ص 41) محل سکونت : د رتبریز متولد شد اما به آسیای صغیر و شام و بغداد سفر نمود.(نقدی بر مثنوی آیت الله مصلایی یزدی ص66) نسب : سلسله تصوف او به استادش ابوبکر سله باف می رسد که سنی مذهب بوده است.( نفحات الانس جامی ، ص 464)
⭕️شمس تبریزی می گوید : 🔻سماع و آوازه خانی به همراه موسیقی و رقص یک عبادت برتر می باشد و حتی برای برخی افراد مستعد واجب است(نفحات الانس ص466)
🔻روزی شمس از مولوی سه چیز درخواست کرد : یکی همسر مولوی، یکی پسر مولوی (که هنوز بالغ نشده بود و امرد بود) و دیگری شراب از محله زرتشتیان؛ مولوی هر سه را برای استاد خویش فراهم نمود.(نفحات الانس ص 466)
🔷مولوی پس از ملاقات با شمس تبریزی ، قیل و قال درس و مدرسه را رها نمود و به رقص و نغمه سرایی و سماع و عشق بازی پرداخت.(شناخت مولانا ص 21)
🔷 علما و بزرگان قونیه، شمس تبریزی را مانند حلاج ، جادوگر و ساحر و رند و لاابالی می دانستند.(همان ص 25)
🔷 او در هنگام شصت سالگی به دختر جوانی به نام کیمیا خاتون دلبستگی پیدا کرد و با او ازدواج نمود اما به دلیل رفتار خشن شمس و مشاجره با شمس پس از یک بیماری سه روزه جوان مرگ شد ! (پله پله تا ملاقات خدا ، دکتر زرینکوب ص 141)
🔷 شمس تبریزی می گوید : وقتی پیامبر به معراج رفت جبرئیل به پیغمبر گفت : اگر چهار برابر عمر نوح فرصت داشته باشم و فضائل عمر بن خطاب را بشمرم، مناقب او تمام نخواهد شد، اما عمر با همه فضیلت هایی که دارد تنها یکی از خوبی های ابوبکر است.(مجموعه مقالات شمس ص 400)
🔷شمس تبریزی به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اهانت کرده و می گوید : فاطمه رضی اللّه عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.(مقالات شمس 151)
🔷 شمس تبریزی، مولوی را کلید بهشت معرفی می کند و می گوید : هر كه مي خواهد كه انبياء را ببيند، مولانا را ببيند، سيرت انبيا او راست؛ از آن انبيا كه به ايشان وحي آمد نه خواب و الهام... كليد بهشت مولاناست(مناقب افلاکی ج 1، ص 295)
🔷شمس تبریزی از جمله صوفیانه افراط گر در سماع بود وی در این رابطه می گوید : این تجلی و رؤیت خدا، مردان خدا را در سماع بیشتر باشد،… سماعی که فریضه است و آن سماع اهل حال است، که آن فرض عین است، چنانکه پنج نماز و روزه ماه رمضان!! و چنانکه آب و نان خوردن به وقت ضرورت، فرض عین است اصحاب حال را . (مقالات شمس ج1، 73)
🔷 مولوی که شمس تبریزی را امام زمان بلکه خدای خود می داند چنین سروده است : پیر من و مراد من، درد من و دوای من فاش بگویم این سخن شمس من وخدای من ازتو به حق رسیده ام،ای حق حق گزار من شکر تو را ستاده ام شمس من و خدای من مات شدم زعشق تو زانکه شه دو عالمی تا تو مرا نظر کنی شمس من و خدای من محو شدم به پیش تو تا که اثر نماندم شرط ادب چنین بود شمس من و خدای من کعبه من کنشت تو دوزخ من بهشت تو مونس روزگار من شمس من و خدای من برق اگرهزار بارچرخ زند به شرق وغرب از تو نشان کی آورد شمس من و خدای من
♦️در کتاب مناقب افلاکی آمده است : روزی شمس تبریزی از مولوی پرسید : بگو كه حضرت محمّد رسول اللّه بزرگ بود يا بايزيد؟ فرموذ كه نى نى محمّد مصطفى سرور و سالار جميع انبياء و اولياءست . شمس تبريزى گفت: پس چه معنيست كه حضرت مصطفى سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك مىفرمايد و بايزيد سبحانى ما أعظم شأنى و انا سلطان السلاطين میگويد!! همانا كه مولانا از استر فرود آمده از هيبت آن سؤال نعره بزد و بىهوش شد ... . ( مناقب العارفين، ج1، ص: 87)
🌴🌴🌴🌴🌴
⚫️کانال رسمی تلگرام ،،،،،، علی مع الحق و الحق مع علی ،
https://telegram.me/alititle
⚫️وبلاگ ،،،،، علی مع الحق و الحق مع علی
http://mahdys.blogfa.com/
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ساعت 20:48  توسط مهدی
|
|