⛔⛔⛔⛔⛔نقد صوفیه و عرفان 

 

⭕️داستان شیرین از حقه بازی سلطان محمد گنابادی:

🔻سلطان محمد گنابادی رئیس فرقه گنابادیه🔺

 

🔰نصیرالاسلام واعظ کرمانی از قول سیدی از مردم اصفهان نقل می کند:

 

چون مریدان ملاسلطان از هر گوشه و کنار به ترویج او پرداختند و گفتند که هرکه حقیقت ایمان می خواهد به نزد او شتابد، حقیر این سخن را باور کردم و به هر نحوی که بود خود را به بیدخت رسانیدم و با خود گفتم تا او را امتحان نکنم سردر پیش او نسپارم.

چون مدتی به احوال و سیر او نگران شدم، حالات متناقضه و اقوال مخالف شرع از او بسیار دیدم تا اینکه روزی به خدمت او رسیدم و در خلوت به او گفم: من از راه دور آمده ام و مدتی است در مجلس شما تردد می نماید به امید اینکه شاید از پرتو فیض شما قلب من نورانی شود.

 

ملاسلطان گفت: باید در فلان روز و فلان روز روزه بگیری بعد به نزد من بیایی. من در روزهای موعود حتی بیش از روزهای دیگر غذا خوردم و چون وعده سر آمد نزد او آمدم و او گمان کرد که من روزه گرفتم... او به من گفت: اکنون آثار جلالت از ناصیه تو هویدا گردید!

 

این انگشتر را بگیر و ببر در فلان چاه بیانداز. من انگشتر را با خود گرفتم و چون دیدم یاقوت گران قیمتی دارد آن را در چاه نینداختم و صبح که به نزد او بازگشتم گفت: انگشتر را در چاه انداختی؟ گفتم:بلی. 

پس دست بر زیر خرقه خود کرد و انگشتری همانند آن انگشتر به من داد!

 

چون او را گرفتم گمان کرد که من فریب او را خورده ام لذا بلافاصله دست در بغل خود کردم و انگشتر را بیرون آوردم و در کنار آن انگشتر گذاشتم و گفتم:عجب استاد ماهری بوده که این دو انگشتر را همانند هم دست کرده!😂

 

ملاسلطان بعد از دیدن این صحنه رنگ از صورت او پرید و دانست که در دست رند حریفی گرفتار شده است لذا خضوع و خشوع بسیار در برابرم کرد و پول بسیاری به من داد و به مریدان خود گفت فلان کس را احترام بنمایید و هر حاجتی دارد روا کنید!!

✅منبع:

کشف الاشتباه،علامه محلاتی 249 .

 

🌴🌴🌴🌴🌴

 

⚫️کانال رسمی تلگرام ،،،،،، علی مع الحق و الحق مع علی ،

 

alititle

 

⚫️وبلاگ ،،،،، علی مع الحق و الحق مع علی 

 

http://mahdys.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ساعت 16:11  توسط مهدی   |