زيارت مشاهد مشرفه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
يكى از مسائل ديگر كه هدف تيرهاى مغرضانه ابن تيميه قرار گرفته است، زيارت مشاهد مشرفه است از صدر اسلام تاكنون، زيارت قبر پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - و ائمه هدى - عليهم السلام - اولياء مورد توجه مردم بوده است و اين كار مورد اتفاق فرقه ‏هاى اسلامى بوده است و كوچكترين اختلافى نبوده است تا آنكه روزگار شخص پليدى به اسم ابن تيميه زائيد.

او شروع به هذيان گوئى كرد و سنت را بازيچه و مقدسات را مورد هتك و توهين قرار داد. حركت‏ براى زيارت پيامبر اكرم را حرام شمرده و مسافرت براى اين عمل را معصيت دانست و فتوى داد بايد نمازش را تمام بخواند بسيارى از علماء بزرگ اهل سنت كه در قرون مختلفه مى‏ زيسته ‏اند ابن تيميه را به دليل چنين نظرياتى تكفير نموده و برخى از معاصرين ابن تيميه وى را كافر خوانده‏ اند و برخى فتوى به حبس او داده و كتب بسيارى در رد ايشان نوشته ‏اند كه تمام اين‏ها در الغدير ذكر شده است.

صاحبان صحاح سته و ديگر محدثين اهل سنت، روايات صحيح‏ى در فضليت زيارت قبر پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - نقل نموده ‏اند كه به عنوان نمونه چند مورد ذكر مى ‏شود.

پيامبر فرمود: «من زار قبرى وجبت له شفاعتى‏» (هر كس قبر مرا زيارت كند شفاعت من برايش واجب مى ‏شود)(6)
پيامبر فرمود «من حج فزار قبرى بعد وفاتى كان كمن زارنى فى حياتى‏» (هر كس به حج ‏برود و قبر من را بعد از وفاتم زيارت كند مانند كسى است كه مرا در حال حيات ملاقات نموده است)(7)
پيامبر فرمود: «من حج ولم يزرنى فقد جفانى‏» (هر كس به حج‏ برود و به زيارت من نيايد به من جفا نموده است)(8)

كندوكاوى در حديث
«اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنة الله‏»

بعد از آنگه عده ‏اى معاند و سودجو شتر خلافت را در خانه ديگران خواباندند براى موجه جلوه دادن اين امر و انحراف افكار عمومى، دو ترفند پيش گرفتند.

اول: نقل حديث در مورد اهل بيت را از پيامبر ممنوع اعلان نمودند و هر كس حديثى نقل كرد كه در آن اشاره به فضائل اهل بيت‏ شده بود يا اسم على بن ابى ‏طالب در آن حديث ‏بود حدش زدند.
دوم: اقدام به جعل احاديث و اكاذيب نمودند. در مقابل هر حديث كه در فضل على - عليه السلام - از پيامبر نقل شده بود، براى خلفاى خود نيز مثل آن را جعل نمودند و حتى گاهى احاديثى به نام على - عليه السلام - جعل نمودند.

مرحوم علامه امينى در اين كتاب صرف نظر از اينكه حقانيت ولايت و خلافت ‏بلافصل على - عليه السلام - را ثابت   مى ‏كند و كسانى كه از روى سوء نيت، احاديث جعلى به نفع وضع موجود، ساخته و يا تهمت‏هاى ناروا به پيروان راستين - عليه السلام - زده ‏اند معرفى كرده است.

در همين جلد در حدود 150 صفحه بحثى جالب و جامع الاطرافى كرده ‏اند. در حدود هفتصد نفر از روات اهل سنت را كه كذاب و حديث‏ ساز بوده ‏اند معرفى مى ‏كند كه احاديث جعلى اينها در تمام كتب اهل سنت پراكنده است. تنها 43 نفر از اين هفتصد نفر تعداد چهار صد و هشت هزار ششصد و هشتاد و چهار (408684) حديث ‏ساخته ‏اند. اين هفتصد نفر غير از آن كذابهايى هستند كه در كتب معتبر عامه از آنها به عنوان افراد موثق ياد شده است كه شمارشان كم نمى ‏باشد.

علاوه بر اين، ايشان 100 حديث دروغ ذكر مى ‏كند كه در خصوص خلافت و فضائل اهل سنت ‏ساخته شده است كه در برخى از اين احاديث ‏حتى از مقام يزيد تجليل شده است.

اينها جواب افترائات عبدالله قصيمى به شيعه است‏براى امثال «عبدالله قصيمى‏» كه گفتارى عجيب و غريب در مورد شيعه آورده است او در «الصراع‏» جلد 4 صفحه 85 گفته است:
«
حقا دورغ سازان در رجال شيعه و مردم هوا پرست - به خاطر رسيدن به دنيا و تقرب به اهل آن يا كينه و دشمنى با حديث و سنت و طرفدارانش -، زيادند ولى علماء اهل سنت ماهيت آنها را به عاليترين وجه آشكار نموده ‏اند تا آنكه مى ‏گويد: در ميان اهل سنت، كسى كه متهم به دروغ سازى باشد به خاطر دنيا وجود ندارد.

شايد پژوهشگر گمان كند كه در اين ادعاهاى بى ‏اساس بوئى از راستى است. غافل از اينكه قلم ‏هاى مزدور چيزى جز تهمت و دورغ ندارند. اگر خدا در قرآنش دروغگو و تهمت زننده را وعده عذاب نداده بود هيچ گاه اينان بيش از اين نمى ‏توانستند دروغ بگويند كه گفته‏ اند.

شيعه نيازى به جعل حديث ندارد. حقانيت‏ شيعه از خورشيد آسمان روشنتر است. دليل حقانيت‏ شيعه در كتب خود اهل سنت پنهان شده است‏ به فرمايش مرحوم علامه امينى اگر روزى هم كتب شيعه نباشد كتب اهل سنت ‏براى حقانيت اصول و فروع شيعه كافى است.

جناب قصيمى! آيا حدود نيم ميليون حديث جعلى و دروغ از جعليات اهل سنت است‏ يا شيعه؟
اگر اين بزهكار مى ‏دانست كه روزى در دادگاه تاريخ به قلم امينى كه نوكش از ذوالفقار على است اين گونه رسوا خواهد شد اين تهمت را به شيعه نمى ‏زد.

حديث ‏سازى عامل تقرب به خدا

قصيمى آن ادعا را در حالى مى ‏كند كه گوئى خبر از كتب خود اهل سنت ندارد. كه جعل حديث نزد آنها منافاتى با زهد ندارد.
بلكه از شعار صالحان و عامل تقرب آنها به خداست.

يحيى بن سعيد قطان گويد: صالحان را در چيزى دروغگوتر از حديث نديدم.
قرطبى در «التذكار» صفحه 155 گفته است: التفاتى به آن احاديث دروغ و اخبار نادرى كه حديث‏ سازان درباره فضيلت‏هاى قرآن و ديگر اعمال ساخته ‏اند نبايد كرد زيرا آنها چنين عملى را به عنوان قصد قربت انجام دادند.

در شرح حال بعضى از رجال حديث ‏خود مى ‏نويسند شب تا صبح عبادت مى‏ كرد و صبح جلوس مى ‏كرد و براى تقرب به خدا حديث جعل مى ‏كرد. ديگرى براى تقرب به خدا حديث در فضل معاويه و يزيد جعل مى ‏كرد. همين ‏ها بودند كه براى بازار داغ حديث ‏سازى جايزه معين مى ‏نمودند. يكى در فضل ابوبكر يكى در فضل عثمان و عمر و معاويه و...

يحيى بن معين گفته است: از دروغ گويان بقدرى كتاب نوشتم كه تنور را با آن بر افروختيم و نان پخته از آن در آورديم.(9)
همين شخص مى ‏گويد: كدام صاحب حديث است كه از كذابى، هزار حديث ننوشته باشد؟ (10)
يا مى ‏نويسند: ابو داود سجستانى، در سننش 4800 حديث آورده كه آن را از ميان 500/000 حديث انتخاب كرده است.
صحيح بخارى مشتمل بر 2761 حديث غير مكرر است كه از ميان 600/000 حديث انتخاب نموده است. مسلم 4000 حديث را از بين 300/000 حديث انتخاب مى ‏كند.

بخارى مى ‏گويد: دويست هزار حديث غير صحيح حفظ نموده ‏ام(11)
با اينكه اينها تا حدود 100 سال نقل حديث را ممنوع اعلان نموده بودند اينهمه حديث از كجا بوجود آمد؟ جناب عبدالله قصيمى! اينهمه حديث دروغ را علماء اهل سنت جعل نموداند يا شيعه؟

انگيزه جعل حديث

روايات و احاديث در دروغين (مربوط به خلافت) جز سر و صداى بى ‏اساس و مغلطه‏ كارى و تحريف افكار مردم در برابر حق مسلم و خلافت ‏حقيقى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب نمى ‏باشد. با نصوص صريح و صحيح ثابت ‏شده است كه پيامبر اكرم از نخستين روز بعثت تا روزى كه به رحمت ايزدى پيوست ‏به فرمان خدا مردم را بدان ترغيب مى ‏فرمود.

اين احاديث دروغين، جز جنجال و آشوب در برابر حقيقتى كه مردم درباره آن اختيارى ندارند، نخواهد بود. پيامبر در ابتداى دعوتش تصريح فرمود كه خلافت ‏بدست ‏خداست و به هر كس بخواهد مى ‏دهد.
اين فرمايش را پيامبر زمانى فرمود كه سخنگوى قبيله بنى عامر به پيامبر گفت: اگر به تو ايمان آورديم رياست و خلافت‏ بعد از خود را به ما واگذار مى ‏كنى؟ رسول خدا فرمود: (خلافت در دست ‏خداست ‏به هر كس بخواهد مى ‏دهد)(12)
اين احاديث مجعول، جز زنجير بلا و حلقه بدبختى نمى ‏باشد كه امت اسلامى را به سوى بدبختى مى ‏كشاند و آنان را همواره در تاريكى جهل نگه مى ‏دارد و بسوى دره‏ هاى سقوط و هلاكت مى ‏كشاند.

اينها جز ساخته دستهاى بهتان و دروغ و وارونه جلوه دادن حقائق چيز ديگرى نمى ‏باشد. اين احاديث ثمره‏اى جز گمراه كردن مردم بى ‏چاره و نادان ندارد.

پى ‏نوشت ‏ها:

(1)تاريخ ابن عساكر ج 4/33.
(2)البداية و النهاية ج/13/94
(3)البداية و النهاية ج 8/54
(4)عقد الفريد ج 2/309 - 3/39
(5)طبقات الاخيار ج 2 ص 172
(6)الكنى و الاسماء ج 2/64 كنوز الحقائق ص 128 كشف الخفاء ج 2/250
(7)سنن بيهقى ج 5/246 وفاء الوفاء ج 2/297
(8)كنوز الحقائق ص 126
(9)تاريخ خطيب بغدادى 14/184
(10)تاريخ بغداد ج 1 ص 43
(11)رجوع شود به الغدير، ج 5
(12)سيره ابن هشام، جلد 2/33، سيره حلبى، جلد 2/3
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۹ساعت 20:49  توسط مهدی   |