|
در بخش قبل گفتیم که دعا از مهم ترین وظایف ما در عصر غیبت می باشد و فوائد و آثار آن نیز بیان شد، حال در ادامه بحث به بقیه تکالیف شیعه در زمان غیبت می پردازیم. 1 – بدست آوردن شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب و علائم حتمیه ظهور: چون آن حضرت اطاعتش واجب می باشد و هر کس اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت تا با شخص دیگری که به دروغ مدعی مقام او می گردد اشتباه نشود. 2 – رعایت ادب نسبت به یاد او: ای که مؤمن آن حضرت را یاد نکند مگر با القاب شریف مبارکش. مانند:حجت(ع)، قائم(ع)، مهدی(ع)،صاحب العصر(عج)، صاحب الأمر(ع) و صاحب الزمان(عج) و غیره.... 3 – محبت او به طور خاص: پیغمبر(ص) فرمود: خدای عزوجل به داوود(ع) وحی فرمود:مرا دوست بدار و نزد خلقم محبوب ساز، داوود(ع) گفت: پروردگارا من تو را دوست می دارم پس چگونه تو را نزد خلقت محبوب گردانم؟ فرمود: نعمتهایم را نزد آنان یاد کن، پس هرگاه آنها را نزد ایشان یادآور شدی مرا دوست خواهند داشت. از حضرت صادق(ع) روایت شده که: از آن جناب سؤال شد: آیا قائم(ع) متولد شده؟ فرمود: نه، اگر زمانش را درک می کردم در تمام عمر او را خدمت می نمودم. 4 – محبوب نمودن او در میان مردم: امام صادق(ع) فرمود: خداوند رحمت کند بنده ای را که ما را نزد مردم محبوب نماید و ما را در معرض دشمنی و کینه توزی آنان قرار ندهد، همانا به خدا سوگند اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می کردند به سبب آن عزیزتر می شدند، و هیچ کس نمی توانست بر آنان وصله ای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه ای را می شنود پس ده تا از پیش خود بر آن می افزاید. 5 – انتظار فرج و ظهور آن حضرت: امام سجاد(ع) فرمود: انتظار فرج از عظیم ترین فرج است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: عمل کننده به امر ما فردای قیامت در حضیرة القـدس (درجات عاله بهشت) با ما خواهد بود، و منتظر امر(حکـومت) ما همچون غوطه ور شده به خونش در راه خدا می باشد. امام صادق(ع) فرمود: نزدیک ترین حالات بندگان نزد خدای عزوجل و بیشترین خشنودی او از آنها وقتی است که حجت خدا را نیابند و برای آنان آشکار نشود و از دیدگان آنها پوشیده بماند که جایگاهش را ندانند، و در عین حال بدانند که حجتها و بینات الهی باطل نشده، پس در آن هنگام و هر صبح و شام منتظر باشند، که شدیدترین خشم و غضب خداوند بر دشمنانش موقعی است که حجت خود را از آنان مخفی بدارد و بر آنها آشکار نگردد، البته خداوند دانسته است که اولیای او در تردید واقع نمی شوند، و اگر می دانست که آنها در شک می افتند یک چشم بر هم زدن حجت خود را از آنان نهان نمی ساخت و این جز زیر سر اشرار مردم نخواهد بود. امام صادق (ع) می فرماید: هر آن کس که خواسته باشد از یاران قائم (عج) شود باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و خویهای پسندیده عمل نماید، و اوست منتظر، پس هرگاه بمیرد و قائم (ع) پس از مردنش بپاخیزد پاداش او همچون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد... 6 – اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار: از محمد بن مسلم آمده که گفت: به سوی مدینه رهسپار شدم در حالی که دردمند و بیمار بودم، به امام محمد باقر (ع) عرض شد که محمد بن مسلم بیمار است، پس آن حضرت توسط غلامی نوشیدنی که با دستمالی پوشانده شده بود برایم فرستاد، غلام ظرف نوشیدنی را به دستم داد و به من گفت: آن را بیاشام که آن حضرت (ع) به من امر فرموده که بر جای بمانم تا آن را بنوشی، پس آن را گرفتم، ناگاه بوی مشک از آن برخاست، نوشابه ای خوش طعم و سرد بود و چون آن را آشامیدم غلام به من گفت: مولایم به تو می فرماید: هرگاه آشامیدی نزد من بیا. پس در این اندیشه شدم که به من چه گفت و حال آن که پیش از آن نمی توانستم بر پای بیاستم! که وقتی نوشابه در درونم جای گرفت انگار که از بند رهایی یافته باشم نشاط گرفتم، پس درب منزل آن جناب رفتم و اجازه ورود خواستم، پس بر من بانگ زد که: بدنت سالم گشت داخل شو، آن گاه در حال که گریه می کردم داخل شدم و بر آن حضرت سلام کردم و بر دست و سرش بوسه زدم. آن حضرت به من فرمود: ای محمد چرا گریه می کنی؟ عرض کردم فدایت شوم بر غربتم و دوری راه و کمی توان بر ماندن نزد شما و دیدن رویتان. فرمود: اما کمی توان که خداوند دوستان ما را چنین قرار داده و بلا را بر آنان نزدیک ساخته، و اما آن چه از غربت یادآور شدی پس تأسی جسته ای به حضرت ابی عبدالله (ع) که در سرزمینی دور از ما کنار نهر فرات است و اما دوری راه که از آن یاد کردی، البته مؤمن در این دنیا غریب و در میان این مردم نگونسار است تا از این خانه دنیا به رحمت خداوند بیرون رود، و اما آن چه متذکر شدی از دوست داشتن نزدیک بودن به ما و ملاقات با ما را و این که نمی توانی این کار را انجام دهی، پس خداوند می داند در دلت چیست و پاداش تو بر اوست. 7 – ذکر مناقب و فضائل آن حضرت (ع): حضرت موسی بن جعفر(ع) فرمود: هیچ چیز برای ابلیس و لشکریانش دشوارتر نیست از این که برادران ایمانی با یکدیگر دیدار کنند. همانا دو مؤمن با یکدیگر دیدار می نمایند پس خداوند را یاد کنند و سپس فضائل ما را یادآوری نمایند، در این حال گوشت سالمی بر صورت ابلیس باقی نمی ماند، تا جائی که روح پلیدش به التماس می افتد از فرط آن که درد می کشد، پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه می شوند و او را لعنت می کنند تا این که هیچ فرشته مقربی باقی نماند مگر این که او را لعنت کند، پس زبون و با حسرت و مردود می افتد. 8 – اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت (ع): مولایمان حضرت ابوالحسن الرضا (ع) فرمود: چه بسیار زنان جگرسوخته مؤمنه و چه بسیار مردان مؤمن اسفناک جگرسوخته خواهند بود آنگاه که ماء معین مفقود و غایب گردد... امام صادق (ع) فرمود: شخص مهموم به خاطر ما که غم و اندوهش از جهت ظلمی که بر ما رفته نفس کشیدنش تسبیح گویی است و همّ او به خاطر أمر ما عبادت است و پنهان داشتنش سرّ ما را جهاد در راه خداوند است. 9– حضور در مجالس فضائل و مناقب آن حضرت (ع): امام صادق (ع) به فضیل در حدیثی فرمود می نشینید و حدیث ما می گویید؟ فضیل عرضه داشت: آری فدایت شوم، امام صادق (ع) فرمود: همانا من آن مجالس را دوست می دارم، پس امر ما را احیاء کنید، ای فضیل خداوند رحمت کند کسی را که امر ما احیاء نماید. 10 – تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت (ع): یکدیگر را دیدار کنید که در دیدارتان زنده شدن دلهایتان و یادآوری احادیث ما هست و احادیث ما شماها را نسبت به یکدیگر مهربان می سازد، که اگر آنها را بگیرید رستگارشده و نجات یافته اید وهرگاه آنها را ترک گویید گمراه شده وهلاک می گردید، پس با آنها عمل کنید که من نجات شما را ضمانت می کنم. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: خداوند تبارک و تعالی به سوی زمین نگریست پس ما را برگزید و برای ما شیعیانی برگزید که ما را یاری می کنند و از خوشحالی ما خوشحال و به خاطر اندوه ما اندوهگین می شوند و اموال و جانهایشان را در راه ما نثار می نمایند، آنان از ما هستند و به سوی ما باز می گردند... 11-12– سرودن و خواندن شعر در ذکر، فضایل و مناقب آن حضرت (ع): حضرت رضا (ع) فرمود: هرفرد مؤمنی که درباره ما شعری بسراید که ما را به آن مدح گوید خداوند برای او در بهشت منزلگاهی خواهد ساخت که هفت برابر وسعت دنیا باشد که هر فرشته مقرب و هر پیغمبر فرستاده شده ای او را در آنجا دیدار خواهد کرد. 13 – قیام، هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت (ع): روزی حضرت صاحب الزمان (ع) در مجلس امام صادق (ع) یاد شد، پس امام صادق (ع) به خاطر تعظیم و احترام اسم آن حضرت به پا ایستاد. 45 – 15 – 16 – گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت(ع): به جهت مصیبتها محنتها و اندوههایی که بر او رسیده است. امام صادق (ع) فرمود: پس هر کس از روی مهر نسبت به ما و به خاطر آن چه (ازمصایب) بر ما رسیده بگرید، جز این نیست که خداوند بر او رحمت آورد پیش از آن که اشک از چشمش بیرون بیاید، پس چون اشکهایش بر گونه اش جاری شود اگر قطره ای از اشکهایش در جهنم بیفتد آتش آن را خاموش خواهد ساخت به طوری که حرارتی برای آن نماند. امام صادق (ع) فرمود: مبادا دم برآورید، همانا به خدا سوگند امام شما سالیانی از دورانتان را غایب خواهد ماند و یاد او خاموش می گردد تا آنجا که گفته می شود مرده، کشته شده، به کدام وادی رفته، البته دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد گشت، و واژگون خواهید شد همچنان که کشتیها بر اثر امواج دریا واژگون می گردند، پس نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش ثبت نموده و به روحی از سوی خود تأییدش فرموده است... 17 – درخواست معرفت امام عصر(عج) از خداوند عزوجل: زیرا که علم با آموزش و درس خواندن بسیار نیست، بلکه علم نوری است که خداوند در هر کس که بخواهد هدایتش کند قرار می دهد. حضرت صادق (ع) درباره فرموده خداوند عزوجل« وهرکس که حکمت به او داده شود خیر بسیار به او داده شد» فرمود: یعنی طاعت خداوند و معرفت امام (ع). از ابوخالد کابلی روایت آمده که گفت: از حضرت صادق (ع) درباره فرموده خدای عزوجل « پس به خداوند و رسول او و نوری که نازل کردیم ایمان آورید» سؤال کردم، ایشان فرمودند: ای ابوخالد(این) نور، به خدا سوگند امامان از آل محمد(ص) تا روز قیامت می باشند و آنان هستند به خدا نور خداوند در آسمانها و زمین، قسم به خدا ای ابوخالد همانا نور امام در دلهای مؤمنین از خورشید تابان در روز روشنتر است، و آنان به خدا سوگند دلهای مؤمنین را نورانی می سازند و خدای عزوجل نورشان را از هرکس بخواهد می پوشاند، پس دلهای چنین کسانی تاریک می گردد. به خدا قسم ای ابخالد هیچ بنده ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا این که خداوند دلش را پاک گرداند و خداوند دل بنده ای را پاک نسازد تا این که به ما تسلیم شود و با ما سازگار باشد، پس هرگاه با ما سازگار باشد خداوند او را از سختی حساب به سلامت خواهد داشت و از هراس بزرگ روز قیامت ایمنش گرداند. 18 – تداوم بر دعا به آن حضرت (ع): زراره گفت: شنیدم از حضرت صادق (ع) فرمود: برای آن جوان غیبتی خواهد بود. گفتم: چرا؟ فرمود: می ترسد – و به شکمش اشاره کرد – سپس فرمود: ای زراره و اوست که در ولادتش شک می کنند، پس بعضی می گویند پدرش بدون بازمانده از دنیا رفت و بعضی از آنها گویند در حالی که در شکم مادرش بود پدرش فوت کرد و بعضی می گویند دو سال پیش از فوت پدرش متولد شد، و اوست منتظر مگر این که خداوند عزوجل دوست دارد که شیعه را امتحان کند، پس در آن هنگام است که تشکیک و توهم اهل باطل آغاز می شود ای زراره اگر آن زمان را درک کردی این دعا را بخوان: اللّهم عرفنی نفسک... ضللت عن دینی. 19 – مداومت کردن بر خواندن دعا برای آن حضرت (ع): از حماد بن عیسی از عبدالله بن سنان روایت شده که گفت: من با پدرم به محضر امام صادق (ع) شرفیاب شدیم، پس آن حضرت فرمود: چگونه خواهید بود اگر درحالی واقع شدید که امام هدایت و نشانه آشکاری نباشد؟ که از آن حیرت و سرگردانی نجات نیابد مگر کسی که به دعا غریق دعا کند. پدرم گفت: به خدا سوگند این بلاست، پس فدایت شوم در آن هنگام چگونه رفتار کنیم؟ فرمود: هرگاه چنین شد – و تو آن زمان را درک نخواهی کرد – به آن چه در اختیار دارید متمسک شوید تا آن که امر برایتان به خوبی روشن شود. و دعای غریق اینست: یا الله یا رحمن و یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک. 20 – دعا در زمان غیبت آن حضرت (ع): دعایی است که سید بن طاووس – رحمة الله – در کتاب مهج الدعوات آورده، در حدیثی که غیبت حضرت مهدی (عج) در آن یاد شده، راوی گوید: عرض کردم: شیعیانت چه کار کنند؟ فرمود: بر شما باد به دعا کردن، انتظار فرج کشیدن، تا آنجا که گوید: عرضه داشتم به چه چیز دعا کنیم؟ فرمود: می گویی« اللهم عرفنی نفسک و عرفنی رسولک و عرفنی ملائکتک و عرفنی نبیک و عرفنی ولاة امرک، اللهم لا اخُذُ الاّ ما اعطیتَ و لا أوقی الاّ ما وققیتَ، اللهم لا تُغَیبّنی عن منازل اولیائک و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی اللهم اُهدنی لولایة مَن فرضت طاعتهُ » بارخدایا تو خودت و فرستاده ات و فرشتگانت و پیغمبرت و والیان امرت را به من شناساندی، بار خدایا من نگیرم جز آنچه تو عطا کنی و هیچ نگهدارنده ای جز تو برایم نیست، بارخدایا، مرا از منازل دوستانت دور مگردان و دلم را پس از آن که هدایت کرده ای منحرف منمای، بارخدایا مرا به ولایت کسی که اطاعتش را بر من واجب ساخته ای هدایت فرمای. 21 – شناختن علامتهای ظهور آن حضرت (ع): امام صادق (ع) فرمود: علامت را بشناس، پس هرگاه آن را شناختی پیش افتادن یا تأخیر کردن این امر تو را ضرر نرساند... امام باقر(ع) فرمود: هرگاه آتشی از سوی مشرق همچون (هُردی) عظیم مشاهده کردید که سه یا هفت روز بر می آید منتظر فرج آل محمد(ص) باشید، انشاء الله که خداوند عزیز حکیم است. سپس فرمود: صیحه جز در ماه رمضان نخواهد بود، زیرا که ماه رمضان ماه خداوند است و این فریاد جبرئیل به این خلق است. سپس فرمود: ندا کننده ای از آسمان به نام حضرت قائم (عج) بانگ می زند، پس هر که در مشرق است و هر که در مغرب آن را خواهد شنید، هیچ خوابیده ای نخواهد ماند جز این که بیدار شود و هیچ ایستاده ای مگر این که بنشیند و هیچ نشسته ای مگر این که به پا خواهد ایستاد بر اثر ترس از صدا، پس خدا رحمت کند کسی را که از آن صدا عبرت گیرد و آن را اجابت نماید که آن صدا، صدای جبرئیل روح الامین است. فرمود: صدا در ماه رمضان است در شب جمعه شب بیست و سوم، پس درباره آن تردید مکنید و بشنوید و اطاعت نمائید و در آخر روز صدای ابلیس لعین است که بانگ بر می آورد: توجه کنید که فلانی مظلوم کشته شد، تا مردم را به شک اندازد و آنها را فریب دهد، در آن روز چه بسیار افراد به شک و حیرت خواهند افتاد که در آتش سقوط کنند، پس هرگاه صدا را در ماه رمضان شنیدید در آن تردید مکنید که آن صدا جبرئیل است و نشانه اش آن است که او به نام حضرت قائم (عج) و نام پدرش ندا می کند تا آن جا که دوشیزه پس پرده هم آن را می شنود و پدر و برادرش را تشویق می کند که خروج کنند. فرمود: ناچار باید که این دو صدا پیش از خروج حضرت قائم (عج) انجام گیرد، صدایی از آسمان که صدای جبرئیل است به نام صاحب این امر و نام پدرش، صدای دوم که از زمین است صدای ابلیس لعین می باشد، به نام فلانی ندا می کند که مظلوم کشته شد، منظورش از این کار به فتنه انداختن است، پس از صدای اول پیروی کنید و مبادا که از صدای بعد به فتنه واقع شوید. عبدالله بن سنان گفت: در خدمت امام صادق (ع) بودم که شنیدم شخصی از همدان می گفت: این سُنّیان ما را سرزنش می کنند و به ما می گویند شما می پندارید که آواز دهنده ای از آسمان به نام صاحب این امر بانگ خواهد زد؟ آن حضرت تکیه داده بود، خشمگین شد و نشست سپس فرمود: این سخن را از من نقل نکنید واز پدرم نقل کنید که اشکالی برای شما نخواهد داشت،من شهادت می دهم از پدرم شنیدم که می فرمود: والله این مطلب در کتاب خدا کاملاً روشن است که می فرماید« اگر بخواهیم از آسمان آیتی فرو آوریم پس بر آن گردن ننهند در حالی که به آن خاضع باشند، پس آن روز احدی در زمین باقی نمی ماند مگر این که در مقابل آن نشانه سر فرود آورد و بر آن گردن نهد و همه اهل زمین وقتی بشنوند صدایی از آسمان بلند است که، آگاه باشید که حق با علی بن ابیطالب و شیعیان او است، ایمان می آورند». وچون فردای آن روز شود ابلیس بر هوا رود تا جایی که از چشم زمینیان مخفی گردد، آنگاه بانگ برآورد که « توجه کنید حق با عثمان بن عفان و شیعیان اوست، زیرا که او مظلوم کشته شد خونش را مطالبه کنید» حضرت فرمود: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار می سازد که همان ندای اول، ولی آنها که در دلشان مرض هست – که مرض به خدا قسم، دشمنی ماست – در شک می افتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و ما را اهانت می کنند و می گویند: منادی اول سحری بود از سحرهای این خاندان. سپس حضرت صادق (ع) این آیه را تلاوت نمود« و چون آیه ای را ببینند روی برتافته و می گویند سحرهای پی در پی است » امام باقر(ع) فرمود: دو نشانه پیش ازظهور حضرت قائم(عج) خواهد بود که ازهنگام فرود آمدن آدم (ع) به زمین هیچ گاه واقع نشده آن این که خورشید در نیمه ماه رمضان و ماه، در آخر آن خواهند گرفت. شخصی عرضه داشت: یا بن رسول الله، نه بلکه خورشید در آخرماه و ماه در نیمه خواهد گرفت، حضرت باقر(ع) فرمود: من می دانم تو چه می گویی، ولی این دو نشانه از هنگام هبوط آدم پدید نیامده اند. در حیث دیگر امام باقر(ع) فرمود: سفیانی سرخ رویی است سفید سرخ و چشم کبود که هرگز خداوند را نپرستیده و نه مکه دیده و نه مدینه را، می گوید: پروردگارا خونم را از مردم می ستانم هرچند که به آتش روم. 22 – تسلیم بودن و عجله نکردن: مهزم در محضرامام صادق(ع) بود به حضرت عرضه داشت: فدایت شوم خبر ده مرا از این امری که منتظرش هستیم که کی خواهد بود؟ حضرت صادق(ع) فرمود: ای مهزم وقت گذاران دروغ می گویند و عجله کنندگان هلاک گردند و تسلیم شدگان نجات یابند. از منصورصیقل آمده که گفت: حضرت صادق(ع) فرمود: ای منصور این امر شما را نخواهد رسید مگر بعد از نومیدی، نه بخدا سوگند تا این که از هم جدا شوید، و نه بخدا سوگند تا این که آزمایش گردید و نه بخدا سوگند تا این که شقاوتمند شودهرکه شقاوتمند شدنی است، وسعادتمند گرددهر کس اهل سعادت است. حضرت سیدالعابدین (ع) فرمود: همانا دین خدای عزوجل با عقلهای ناقص و آراء باطل و معیارهای فاسد درک نمی شود وجز با تسلیم به دست نمی آید، پس هر کس به ما تسلیم گردد (از هلاکت دین) سالم ماند و هر آن که به ما اقتداء نماید هدایت یابد وهر کس به قیاس و رأی خود عمل کند هلاک می گردد و هر کس از آن چه ما می گوییم یا حکم می کنیم در سینه خود تنگی احساس کند، کافر شده است به کسی که سبع مثانی و قرآن عظیم را نازل فرموده در حالی که خود متوجه نیست. بسا می شود که شتاب کردن در این امر سبب مایوس شدن ازوقوع آن می گردد، که نتیجه چنین عجله ای تکذیب کردن پیغمبر(ص) و امامان علیهم السلام خواهد بود. 23 – صدقه دادن به نیابت از آن حضرت(ع): سید بن طاووس – رضی الله تعالی عنه – در کتاب کشف المحجه فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموری که مربوط به آداب و وظایف او نسبت به مولایمان صاحب الزمان (عج) است، تا آنجا که گفته:«... پس در پیروی و وفاداری و تعلق خاطر و دلبستگی نسبت به آن حضرت (ع) به گونه ای باش که خداوند و رسول او(ص) و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدم بدار هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری، و صدقه دادن از سوی آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار ده، و دعا بر آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن برای خودت، و نیز در هرکار خیری که مایه وفای به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار، که سبب می شود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید... علی بن أبی حمزه روایت کرده، به حضرت ابوابراهیم (موسی بن جعفر(ع)) عرضه داشتم: آیا حج به جای آورم و نماز بگذارم و از سوی زندگان و مردگان از خویشان و دوستانم صدقه بدهم؟ فرمود: بله، از سوی او صدقه بده و نماز بگذار و به سبب صله و پیوندت نسبت به او پاداش دیگری برایت خواهد بود. 24 – صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت (ع): همان طور که هرگاه فرزندت یا کسی از عزیزانت را دوست می داری و بر او بیمناک هستی، به قصد سلامتی او صدقه می دهی؟ پس مولای تو از هر کسی به این امر سزاوارتر است. پیغمبر(ص) فرمود: هیچ بنده ای ایمان نیاورد تا این که من نزد او از خودش محبوب تر باشم و خاندانم از خاندان خودش محبوب تر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد. 25 – 26 – حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب تا از طرف آن جناب حج کند: حضرت صادق(ع) فرمود: اگرهزار تن را درحج خود شریک گردانی برای هرکدام ازآنها حجی خواهد بود بی آن که از حج تو چیزی کاسته شود. حضرت صادق(ع) فرمود: هرکس حجی به جای آورد پس حج خود را از سوی خویشاوندی منظور کند که بوسیله آن او را صله نماید، حج او کامل خواهد بود و برای کسی که از سویش حج شده مثل اجر او خواهد بود، خدای عزوجل وسعت دهنده آن اجراست. 27 – 28 – طواف بیت الله الحرام به نیابت از امام (ع) و فرستادن نایب تا از طرف آن حضرت طواف نماید: موسی بن القاسم گفته به امام جواد(ع) عرض کردم، می خواستم از سوی شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد به نیابت از اوصیاء طواف کردن درست نیست. آن حضرت به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستی طواف کن که آن جایز است. سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم، پیش از این از شما اجازه خواستم که از سوی شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرمودید، پس آن چه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چیزی بر دلم گذشت و به آن عمل کردم. فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم، روزی از طرف رسول خدا(ص) طواف نمودم. آن حضرت (ع) سه مرتبه فرمود: درود خداوند بررسول خدا(ص). عرض کردم روز دوم از طرف امیرالمؤمنین (ع) و روز سوم از طرف امام حسن(ع) و روز چهارم از طرف حسین(ع)، روز پنجم از طرف علی بن الحسین(ع) و روز ششم از طرف امام ابو جعفر محمد علی و روز هفتم از طرف امام جعفربن محمد(ص) و روز هشتم از طرف پدرت امام موسی کاظم(ع) و روز نهم از طرف پدرت امام علی بن موسی الرضا (ع) و روز دهم از طرف شما ای آقای من طواف کردم و اینان هستند کسانی که به ولایتشان خداوند را دینداری می کنم. فرمود: بنابراین به خدا سوگند خدا را دینداری می کنی به دینی که جز آن را از بندگان نمی پذیرد. عرض کردم، و چه بسا از مادرت فاطمه(س) طواف کردم و گاهی طواف ننمودم. فرمود: این طواف را بسیار کن که ان شاء الله بهترین عملی است که تو انجام داده ای. 29 – زیارت مشاهد رسول خدا(ص) و ائمه معصومین (ع) به نیابت از مولایمان صاحب الزمان (ع): علامه مجلسی در بحار به نقل ازمؤلف مزار کبیر حکایت می کند: حضرت ابو الحسن عسگری (ع) زیارت کننده ای را از سوی خود به مشهد ابی عبدالله (ع) فرستاد، پس فرمود: برای خداوند جاهایی است که دوست می دارد در آن جا دعا شود پس اجابت فرماید، والبته حائر امام حسین (ع) از آن جاهاست. داوود صرمی از حضرت ابو الحسن امام عسگری (ع) آورده که : به آن حضرت عرض کردم : من پدر شما را زیارت کردم و آن را برای شما قرار دادم. فرمود: به سبب آن برای تو از سوی خدائند پاداش و اجر بزرگی است وما از تو سپاسگزاریم. 30 – استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت (ع). 31 – سعی در خدمت کردن به آن حضرت (ع): در این جا به جهت استشهاد برای آن چه گفتیم به حدیثی از امام صادق(ع) اکتفا می کنیم. آن حضرت در حدیثی که پیشتر در بیان شرافت آن حضرت(ع) آوردیم چنین فرمود: و اگر دوران او را دریابم تمام مدت زندگیم او را خدمت خواهم کرد. امام سجاد(ع) به ابوخالد فرمود: ای ابوخالد به درستی که اهل زمان غیبت او که معتقد به امامتش و منتظر ظهورش باشند برتر از اهل هر زمانند، زیرا که خداوند تعالی به آنان از عقلها و فهم ها و معرفت آن قدر عطا فرموده که غیبت نزد آنها همچون مشاهده گردیده و آنان را در آن زمان در منزلت و مرتبه مجاهدان شمشیر زده در پیش رسول خدا(ص) قرار داده است، آنها به حق مخلصانند و براستی شیعیان ما هستند و دعوت کنندگان به دین خداوند در حالت مخفیانه و آشکار. از پیغمبر(ص) آمده که در ضمن حدیثی طولانی در سفارش به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: ای علی بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و مهمترین ایشان از لحاظ یقین مردمانی در آخرالزمان هستند که پیغمبر را ندیده اند ( وحجت ازآنان محجوب گردیده) وحجت از نظرشان غایب مانده [درعین حال] به آن چه به آنها رسیده ایمان می آورند. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرمودند: به زودی قومی پس از شما خواهند آمد که یک مرد از آنان پاداش پنجاه تن از شما را خواهد داشت. گفتند:یا رسول الله (ص) ما درغزوات بدر و احد و حنین با تو بودیم و قرآن درباره ما نازل گشت! آن حضرت (ص) فرمود: به درستی که اگر آن چه بر آنان وارد می شود بر شما وارد گردد همچون آنها صبر نخواهید کرد. ابوهارون آورده امام صادق (ع) در حضور چند تن از حضار فرمود: شما چرا ما را سبک می شمارید! گوید: پس شخصی از اهل خراسان از جای برخاست و عرضه داشت: ما یه خدا پناه می بریم از این که شما را سبک بشماریم، یا چیزی از اوامر و دستوراتت را سبک گیریم. آن حضرت (ع) فرمود: چرا، تو یکی از کسانی هستی که مرا سبک شمرده است. عرض کرد: پناه به خدا می برم از این که تو را سبک شمرده باشم! فرمود: وای بر تو آیا نشنیدی که فلانی – درحالی که ما نزدیکی جحفه بودیم – به تو می گفت: به مقدار یک میل راه (چهار کیلومتر) مرا سوار کن که به خدا سوگند من خسته و مانده شده ام، به خدا تو سرت را هم برای او بلند نکردی و او را سبک شمری، وهر کس مؤمنی را سبک شمارد ما را سبک شمرده و حرمت خدای عزوجل را ضایع نموده است. 32 – اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب: خداوند عزوجل فرموده: اگر خداوند را یاری کنید او شما را یاری می کند و گامهایتان را ثابت و استوارمی سازد. منظور از یاری کردن خداوند – چنان که مفسرین یادآور شده اند و اخبار بر ان دلالت دارند – عبارت است از یاری کردن دین خدا و یاری کردن پیغمبر(ص) و ائمه اطهار و اولیای بزرگوار علیهم السلام. بدان که منظور از یاری نمودن آن حضرت (ع) اقدام کردن و همکاری نمودن در هر کاری است که شخص بداند مورد نظر آن و خواست آن بزرگوار است، ولذا چگونه یاری کردن بر حسب زمانها و احوال و مکانها متفاوت می باشد، یاری کردن در زمان حضورش به گونه خاصی انجام می گردد و در زمان غیبتش نحوه دیگری دارد، پس گاهی یاری کردن به وسیله تقیه انجام می شود و گاهی با دعوت به او و گاهی با جهاد کردن در رکاب او و گاهی هم به دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهورش، گاهی با ذکر فضایل و صفات و دلایل و معجزات و نشانه های آن جناب و گاهی با یاری کردن دوستان و محبینش و گاهی با تألیف و نشر کتابها انجام می گردد و گونه های دیگر یاری کردن که بسیار است وبر صاحبان بینش پوشیده نیست. 33 – تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهورش: امام صادق(ع) فرمود: همانا بنده مؤمن فقیر می گوید: پروردگارا به من روزی ده تا از کارهای نیک و گونه های خیر چنین و چنان کنم، اگر خداوند عزوجل این را از روی نیت درست او بداند، خداوند برای او پاداشی می نیسد همچنان که اگر آن کارها را انجام می داد، خداوند کریم و رحمتش نامتناهی است. مؤلف کتاب گرانقدر مکیال المکارم محمد تقی موسوی اصفهانی – که خداوند تعالی به فضل و منتش او را از یاران صاحب الزمان (ع) قرار دهد – می گوید: بدون تردید مؤمن مخلص اگر از خدای تعالی درخواست کند که فرج مولایش را نزدیک فرماید تا این بنده در رکاب آن جناب با کفار جهاد نماید و با نیت خالص و راستینی تصمیم این کار را داشته باشد خدای تعالی ثواب جهاد در رکاب آن حضرت (ع) را به او می دهد و او را مشمول عنایت خود می نماید. 34 – تجدید بیعت با آن حضرت در فرائض، روزها و هر جمعه: خداوند فرمود: به درستی کسانی که با تو بیعت می کنند، دست خدا بر روی دست آنان است، پس از آن هرکس بیعت را نقض نماید در حقیقت بر زیان و هلاک خویش اقدام کرده است و آن که بر آن چه با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگی خواهد داد. در این آیه شریفه منظور از بیعت و مبایعه همان عهد مؤکد و پیمان شدید با خدا و رسول او(ص) است و به وفا کنندگان آن عهد و پیمان وعده فرموده که پاداش بزرگی به آنان خواهد داد و این بیعت به دو امر تحقق می یابد: یکی تصمیم قلبی محکم و ثابت بر اطاعت امر امام(ع) و یاری کردن او با نثار جان و مال، چنان که در آیه شریفه فرمود:« خداوند از مؤمنین جانها و اموالشان را خریداری نمود به این که بهشت را به ایشان قرار دهد...» که بر فروشنده واجب است آن چه را فروخته هرگاه خریدار از او مطالبه نماید به او تسلیم کند. دوم: اظهار کردن آن چه قصد نموده و دل بر آن نهاده به وسیله زبان، هنگام بیعت و بدین ترتیب بیعت انجام می شود. خدای تعالی فرمود:« نه به پروردگار تو سوگند که اینان به حقیقت ایمان نیاورند تا این که تو را در هر امری که در میانشان پیش آید حاکم کنند سپس هیچگونه اعتراضی از آن چه تو حکم کرده ای نداشته باشند و کاملاً تسلیم گردند.» خداوند در سوره توبه آیه 24 می فرماید: « بگو اگر پدران و پسران و برادران و همسران و خویشاوندان و اموالی که بدست آورده اید و تجارتی که از کسادی آن بیم دارید و مساکنی که مورد علاقه شما است نزد شما محبوب تر از خدا و رسول خدا(ص) و جهاد در راه اوست، پس منتظر باشید تا خداوند امر خویش را برآورد و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمی کند.» مستحب است بیعت یاد شده هر روز تجدید گردد. از جمله اموری که مستحب است هر روز بعد از نماز صبح خوانده شود اینست: اللهم بلغ مولای صاحب الزمان، صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین و المؤمنات ... همچنین دعای عهد که امام صادق(ع) فرمود: هرکس چهل روز این دعا را بخواند از یاوران حضرت قائم (عج) خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می شود و هزار سیئه از او محو می گردد و آن دعا چنین است: اللهم رب النّور العظیم و رب الکرسی الرفیع و رب البحر المسجور... همچنین مستحب است عهد و پیمان با آن حضرت (ع) درهر جمعه تجدید گردد. درتمام ساعتهای آن بطورعموم و به خصوص پس از نماز صبح وهنگام ظهر وهنگام رفتن به مسجد و بعد از نمازعصر و درقنوت نمازظهرآن روز ودرقنوت نمازجمعه ودر خطبه نماز جمعه ودرآخرین ساعت روز جمعه. (علاقه مندان می توانند به کتاب مکیال المکارم – بخش 6 کتاب – و یا صحیفه مهدیه مراجعه نمایند تا در مورد دعاهایی که برای مولایمان صاحب الزمان (عج) آمده است اطلاعات بیشتری کسب نمایند.) 35 – صله آن حضرت (ع) به وسیله مال: به این که مؤمن بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش هدیه کند و هر سال به این عمل مداومت نماید. امام صادق(ع) فرمود: هرکس پندارد که امام به آن چه در دست مردم هست احتیاج دارد کافر است، جز این نیست که مردم نیازمندند که امام از ایشان بپذیرد. خداوند عزوجل فرموده: از اموال آنان صدقه [زکات] برگیر آنها را به وسیله آن پاک و تزکیه می نمایی. از امام صادق(ع) درباره فرموده خدای عزوجل « چه کسی به خدا وام نیکویی می دهد» سؤال شد، آن حضرت فرمود: درباره صله امام نازل شده، ونیز فرمود: یک درهم که امام به وسیله آن صله شود از یک میلیون درهم که در مورد دیگری در راه خدا صرف گردد بهتر است. 36 – صله شیعیان و دوستان صالح امامان (ع) به وسیله مال: امام صادق (ع) فرمود: هرکس نتواند ما را صله نماید، باید صله کند دوستان[ شیعیان ] صالح ما را که ثواب صله ما برای او نوشته می شود وهرکس نتواند ما را زیارت کند، صالحین از دوستانمان را دیدار نماید ثواب زیارت ما برایش نوشته شود. 37 – خوشحال کردن مؤمنین: چون که این کار مایه سرور و خرسندی مولایمان صاحب الزمان (عج) می با شد.همچنان که امام صادق (ع) فرمود: کسی از شما نپندارد که چنانچه مؤمنی را شاد و مسرور نماید تنها او را شادمان کرده بلکه والله ما را خوشحال ساخته بلکه سوگند به خدا رسول خدا(ص) را خوشحال نموده است. 38 – خیرخواهی برای آن حضرت (ع): امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: خدای عزوجل به هیچ دوست خود که جانش را به اطاعت و خیرخواهی امامش به زحمت انداخته نظر نیفکند مگراین که در رفیق اعلی [ دسته پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحین که در بهشت قرین هم باشند] با ما باشد. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در مسجد خیف برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: خداوند خرم بدارد بنده ای را که سخن مرا بشنود و آن را در دل جای دهد و آن را حفظ نماید و به کسی که آن را نشنیده برساند، که بسا کسی حامل فقه است ولی فقیه نیست، و چه بسا کسی معارف و دستورات فقهی را به فقیه تر و داناتر از خودش برساند. سه چیز است که دل هیچ فرد مسلمانی در آنها خیانت نکند: اخلاص عمل برای خدا و نصیحت و خیراندیشی برای امامان و پیشوایان مسلمین و ملازمت جماعت آنها، زیرا که دعوت آنان فراگیرنده است هر آن که را دنبال آنها باشد، مسلمانان برادرند، خونشان برابر است و کمترین افرادشان در برقراری پیمانشان کوشش می نمایند. 39 – زیارت کردن آن حضرت (ع): به وسیله توجه نمودن به آن جناب و سلام کردن در هر مکان و زمان بطور عموم و در بعضی جاها و زمانها بطور خاص. 40 – دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان: بقصد نایل شدن به فضیلت زیارت آن حضرت و سلام کردن برآن جناب (ع). 41 – درود فرستادن برآن جناب (ع): درود و صلوات از اقسام دعا کردن است، پس تمام آن چه در فضیلت دعا برای آن حضرت رسیده شامل آن نیز می شود چون صلوات از ناحیه ما درخواست رحمت از خداوند عزوجل است و با رحمت او امور دنیا و آخرت سامان می گیرد، بنابراین هرگاه ما بر امام زمانمان (ع) درود فرستیم به این که بگوییم: اللهم صل علی مولانا و سیدنا صاحب الزمان (عج)، یا با امثال این عبارت صلوات بفرستیم، این کار طلب رحمت برای آن حضرت است. 42 – هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب (ع): حدیث کرد ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بجلی بسندی که مرفوع است به امامان علیهم السلام که فرمودند: هرکس ثواب نماز خود را برای رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و اوصیای بعد از آن حضرت قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد وپیش از آن که روحش از بدنش برآید به او گفته می شود: ای فلان، هدیه تو به ما رسید، پس امروز روز پاداش و تلافی کردن [ نیکیهای ] تواست، دلت خوش و چشمت روشن باد به آن چه خداوند برایت مهیا فرموده و گوارایت باد آن چه را به آن رسیدی. مؤلف کتاب (مکیال المکارم) محمد تقی موسوی – عفی الله تعالی عنه – می گوید: مقتضای این حدیث شریف، مستحب بودن هدیه ثواب نمازها بطور مطلق – چه واجب و چه مستحب – به رسول خدا (ص) یا حضرت صاحب الزمان (عج) یا سایر ائمه اطهار علیهم السلام می باشد و آن چه پس از این کلام در سخنان امام آمده گواه براین است. راوی می گوید: به امام (ع) عرض کردم چگونه نمازش را هدیه کند و چه بگوید؟ فرمود: نیت می کند ثواب نمازش را برای رسول خدا (ص)... 43 – هدیه نماز مخصوص: این که شخص مؤمن نماز مخصوصی به عنوان هدیه به آن حضرت (ع) یا به یکی از امامان علیهم السلام به جای آورد و هیچ حد و وقت و شماره ای برای این نماز نیست و مؤمن به مقدار محبت و توانائیش به محبوبش هدیه تقدیم می کند و بر حسب طاقتش او را خدمت می نماید. 44 – نماز هدیه به آن حضرت به گونه ای خاص در وقت معین: مستحب است آدمی در روز جمعه هشت رکعت نماز بگذارد، چهاررکعت را به رسول خدا(ص) هدیه نماید و چهاررکعت را به فاطمه (س) هدیه کند ، روز شنبه چهار رکعت نماز بگذارد و به امیرالمؤمنین (ع) هدیه نماید و همینطور هر روز هفته را به یکی از امامان علیهم السلام هدیه کند تا روز پنجشنبه که چهار رکعت را به امام صادق (ع) هدیه می دهد، سپس روز جمعه نیز هشت رکعت نماز بگذارد که چهار رکعت آن را به رسول خدا (ص) و چهار رکعت دیگر را به حضرت فاطمه (س) هدیه نماید، سپس روز شنبه چهار رکعت را به موسی بن جعفر(ع) هدیه کند و همچنین تا روز پنجشنبه که چهار رکعت را به حضرت صاحب الزمان (عج) هدیه نماید و بین هر دو رکعت از این نمازها این دعا را بخواند: اللهم انت السّلام و مِنک السّلام و اِلیکَ یعودُ السّلام حَیِّنَا ربَّنا منک بالسّلام اللهم اِنِّ هذهِ الرَکعاتُ هدیّةٌ منّی الی فلان بن فلان – و به جای فلان بن فلان آن معصومی که نماز را به او هدیه می کند نام ببرد – فصلّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و بَلِّغه إیّا ها و أعطِنی أملی و رجائی فیکَ و فی رسولک صلواتک علیه وآله. ترجمه: بار خدایا تو سلامت دهنده و سالم از هر عیب هستی و سلامت از تو است و به تو منتهی می شود، ای پروردگار ما با سلام ما را تحیت گوی، با خدایا این رکعتها هدیه ای از من به امام... فرزند امام... است، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این هدیه را به او برسان و امید و آرزویم را درباره تو و رسول تو – درود تو بر او و آلش باد – به من عطا فرمای. 45 – اهدا قرائت قرآن به آن حضرت (ع) : در کافی از علی بن المغیره روایت شده که، به امام موسی کاظم (ع) عرض کردم، پدرم از جد شما راجع به ختم کردن قرآن در هر شب پرسیده بود و جد شما به او فرموده بود: در هر شب. به آن جناب عرضه داشته بود: در ماه رمضان نیز؟ جدتان فرموده بود: در ماه رمضان. پدرم به او گفته بود: آری تا هر قدر بتوانم. پس از آن پدرم قرآن را چهل بار در ماه رمضان ختم می کرد، سپس من بعد پدرم آن را ختم می کردم، بسا که بر او می افزودم و یا کمتر از آن را ختم می کردم به مقدار فراغت و اشتغال ونشاط و کسالتم، پس هرگاه روز فطر شود برای رسول خدا (ص) یک ختم و برای علی (ع) ختمی دیگر و برای فاطمه (س) ختمی دیگر و سپس برای ائمه علیهم السلام تا به شما رسد قرار می دهم، که از آن هنگام که در این حال بوده ام یک ختم قرآن برای شما قرار داده ام، به سبب این کار چه پاداشی برایم هست؟ امام کاظم (ع) فرمود: پاداش تو آنست که در روز قیامت با آنها باشی، عرض کردم، الله اکبر چنین پاداشی برای منست؟ سه مرتبه فرمود: آری. 46 – توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرت (ع): خدای عزوجل فرموده: و برای خداوند نامهای نیکی است او را با آنها بخوانید. (سوره اعراف – آیه 180) در روایات از امامان علیهم السلام آمده که فرمودند: به خدا قسم مائیم آن اسماء حُسنی ای که خداوند بندگانش را امر فرموده به وسیله آنها او را بخوانید. حضرت رضا(ع) فرمود: هرگاه سختی و گرفتاری بر شما وارد می شود به وسیله ما از خدای عزوجل کمک بخواهید، و اینست معنی فرموده خدای عز وجل:( وللهِ الأسماءُ الحسنی فَادعوهُ بها ) در بحار به نقل از قبس المصباح در ذکر دعاها و توسل به خدای تعالی به وسیله امامان علیهم السلام چنین آمده: توسل به مولایمان صاحب الزمان (عج): اللهم إنّی اسألک بحقّ ولیّکَ و حجّتکَ صاحب الزمان إلاّ أعَنتَنی بِهِ علی جمیعِ أموری و کَفَیتَنی بِهِ مَؤنة کلِّ موذٍ و طاغِ و باغِ و أعَنتَنی بِهِ فقد بَلَغَ مَجهودی و کَفَیتنی کُلُّ عدِّو و هَمٍّ و غمٍّ و دَینٍ ووُلدی و جمیع أهلی و إخوانی و من یعنینی أمرُهُ و خاصّتی آمین رب العالمین. ترجمه: « بار خدایا من از تو می خواهم به حق ولی و حجت صاحب الزمان علیه السلام که مرا بر تمام امور یاریم کنی، و به او شر هرگونه موذی و سرکش و ستمگری را از من دور گردانی، و به آن حضرت مرا یاری کنی که تلاشم به آخر رسیده، و هرگونه دشمن و هم و غم و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر کس که کارش به من مربوط می شود و بستگان نزدیکم؛ کفایت کنی، اجابت فرما ای پروردگار عالمیان ». از سلمان فارسی آمده که گفت: شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود: همانا خدای عزوجل می فرماید: ای بندگان من آیا چنین نیست که هر کس حاجت های بزرگی از شما بخواهد آن ها را برای او برآورده نمی سازید مگر اینکه به وسیله محبوب ترین افراد نزد شما واسطه بیاورد که آن حاجت را به گرامیداشت شفاعت کننده برای ایشان بر می آورید توجه کنید و بدانید که گرامی ترین و برترین مخلوق نزد من محمد (ص) و برادر او علی (ع) است و بعد از او امامانی که وسایل به سوی خداوند هستند، همانا هر کس حاجتی برایش اهمیت دارد که نفع آن را خواستار است یا حادثه بزرگی بر او پدیدار شود که می خواهد ضرر آن از او دفع گردد باید مرا به وسیله محمد و خاندان معصوم او دعا کند که آن حاجت را برای او برخواهم آورد وبه بهترین گونه ای که کسی عزیزترین کسانش را نزد او شفیع می برید آن را برمی آورد. 47 – داد خواهی و توجه نمودن و عرضه کردن حاجت بر آن حضرت (ع): در اصول کافی آمده: به حضرت ابوالحسن (ع) نوشتم: شخصی مایل است حاجات خصوصی و اسراری را با امام خویش در میان گذارد همانگونه که دوست دارد با پروردگارش باز گوید، پس آن حضرت در جواب نوشت: اگر حاجتی داشتی پس لبهایت را ( به شکل گفتن آن ) حرکت بده که همانا جواب به تو خواهد رسید. مولف این کتاب ( میکال المکارم ) محمد تقی موسوی اصفهانی – که خدای تعالی او را در دنیا و آخرت بر قول ثابت پایدار سازد – گوید: در یکی از سال های گذشته قرض هایم بسیار و احوالم سخت شد، در این حال ماه رمضان فرا رسید، پس به سوی آن اجتناب توجه نمودم و در سحگاه یکی از شب ها حاجتم را بر آن حضرت (ع) عرضه داشتم، پس وقتی نماز صبح را در مسجد به جای آوردم و به منزلم بر گشتم، به خواب رفتم و در خواب به دیدار آن جناب (ع) شرفیاب گشتم، به فارسی به من فرمود: « قدری باید صبر کنی تا از مال خاص دوستان خاص خود بگیریم و به تو برسانیم » پس از خواب بیدار شدم فضا را معطر یافتم و غم و اندوه از من دور شده بود، پس از آن چند ماهی نگذشته بود که بعضی از متدینین وجوهی برایم آوردند که به وسیله آن ها قرض هایم را ادا کردم و به من گفتند: این از سهم امام(ع) است. توجه: بدان که استغاثه و عرض حاجت به آن حضرت به زبان خاص و چگونگی معین ووقت مخصوصی مقید نیست، بلکه آن چه در این باب مهم است، اصلاح دل و توجه کامل و توبه از گناهان و یقین ثابت و اعتقاد راسخ می با شد، ولی برای استغاثه و عرض حاجت دعا و رقعه هایی وارد شده است که شایسته است به انضمام آن چه یاد کردیم بکار گرفته شوند تا در تقرب به آن حضرت و محبوب شدن نزد او مؤثرتر گردد.(علاقه مندان برای دسترسی به این دعاها و رقعه ها می توانند به کتاب مکیال المکارم و یا صحیفه مهدیه مراجعه نمایند) 48 – دعوت کردن مردم به آن حضرت(ع): حضرت علی بن ابیطالب (ع) فرمود: هر کس از شیعیان ما شریعت ما را بداند و ضعفای از شیعیانمان را از تاریکی جهل و نادانیشان به نور علمی که ما به او داده ایم بیرون برد، روز قیامت در حالی خواهد آمد که بر سرش تاجی از نور باشد که بر تمام اهل آن عرصات می درخشد، و زیوری بر او باشد که کمترین تار آن از دنیا و آنچه در آن هست ارزشمندتر است.سپس از سوی خداوند منادی بانگ می زند: ای بندگان خدا ، این عالمی از شاگردان بعضی از آل محمد (ص) است، توجه کنید هر کس در دنیا از سرگردانی جهلش بیرون آورده، به نورش دست بیازد تا او را از حیرت تاریکی این عرصات به سوی منزلگاه های بلند بهشت بیرون نماید، پس هر کس که در دنیا کار نیکی از او آموخته یا جهلی از دلش بیرون ساخته، یا شبهه ای را برایش روشن کرده بود به سوی او آیند. حضرت محمد بن علی الجواد (ع) فرمود: همانا کسی که متکفل ایتام آل محمد (ص) شود که از امامشان جدا شده و در جهل خود سرگردان مانده و در دست شیاطینشان و ناصبیان از دشمنانمان اسیر گشته اند، پس آنان را از چنگال شیاطین و دشمنان ما نجات داد و از حیرتشان بیرون برد و شیاطین را با رد و وسوسه هایشان سرکوب نمود و ناصبیان را با دلایل پروردگارشان و دلیل امامانشان مقهور داشت، چنین کسانی نزد خداوند به بلند ترین جایگاه ها از بندگان برتری یابد، بیش از فضیلت آسمان بر زمین و عرش و کرسی و حُجُب، و فضل آن ها بر این عابد همچون امتیاز ماه شب چهارده بر مخفی ترین ستاره در آسمان است. حضرت علی بن محمد هادی (ع) فرمود: اگر نبودند کسانی از علما که بعد از غیبت قائم (ع) شما را به او دعوت کنند و بر او دلالت نمایند و از دین او با دلایل خداوند دفاع کنند، و بندگان ضعیف خداوند را از دام های ابلیس و سرکشان او رها سازند و از شبکه های ناصبیان خلاص نمایند،( اگر اینان نبودند ) هیچ کس نمی ماند مگر اینکه از دین خدا بر می گشت، ولی اینان هستند که زمام دل های شیعیان ضعیف را به دست می گیرند، همچنانکه ناخدای کشتی سکان آن را در دست دارد، آنان برترین کسان نزد خدای عزوجل می باشند. امام صادق (ع) فرمود: با غیر زبانتان دعوت کننده مردم باشید(یعنی با اعمالتان)... .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 7:32  توسط مهدی
|
|
👁️ شمارنده بازدید
۱۲٬۵۸۴
مجموع بازدیدهای وبلاگ
|