ام سلمه و ولایت امير المومنين علیه السلام

توجّه داشتن ام سلمه به امر به معروف و نهی از منکر(تبلیغ)

ام سلمه، به امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ دین، هدایت افراد و تعلیم مسایل مربوط به ولایت و وصایت حضرت علی علیه السلام  به دیگران، بسیار توجه داشت. او همانگونه که لقب ام المؤمنین را از جانب خدا داشت، به راستی مانند مادری دلسوز نسبت به مسلمانان بود و در شرایط گوناگون به هدایت و ارشاد آنها می پرداخت. نمونه آن را در روایتی می بینیم که نقل شده او به یکی از غلامانش که به سبّ و لعن امام علی علیه السلام  پرداخته بود، عتاب می کند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله آنقدر در منزلت علی علیه السلام  علیه السلام   و وصایت و جانشینی ایشان روایت می گوید، که آن غلام توبه نصوح می نماید و باقی مانده عمرش را صرف استغفار از گناهش در نشناختن حق علی علیه السلام  می کند[1]. همچنین با دقت در راویانی که از او نقل حدیث کرده اند می بینیم که غیر از فرزندانش ، عده بسیاری از زنان ومردان به نقل حدیث از او پرداخته اند، که این مطلب نشانگر فرهیختگی و معرفت او نسبت به دین و اهتمام او به نشر معارف دینی است[2].       

ام سلمه در مقابل بدعتهای حکام غاصب سکوت نمی نمود و از امام عصرش، امير المؤمنين علیه السلام، در مقابل آنها دفاع می نمود. نقل شده زمانی که معاویه به کارگزارانش دستور داد تا علی علیه السلام  را بر منابر سبّ و لعن کنند، ام سلمه به او نگاشت: «به طور قطع شما خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله  را بر منبر هایتان لعن می کنید؛ چراکه علی علیه السلام  و کسانی که او را دوست دارند، لعن می نمائید و من شهادت می دهم که خدا و رسولش، علی علیه السلام  را دوست دارند.»[3]

تعدادی از احادیث ام المؤمنین ام سلمه در فضايل علی عليه السلام:

در مورد فضایل امیر المؤمنین علی علیه السلام روایاتی با عناوین زیر از ام سلمه منقول است:

علی با حق و با قرآن

از ام سلمه منقول است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علی با قرآن است و قرآن با او و همراه اوست، این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر من در کنار حوض کوثر وارد شوند.[4]

 منزلت شیعیان علی علیه السلام  

از ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد علی علیه السلام  سؤال شد. او گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: علی و شیعیانش نجات یافتگان و رستگارانند (به هدف دست یافته اند) [5].

 حدیث اذهاب رجس و کساء

از ام سلمه منقول است که پیامبر صلی الله علیه و آله بر حسن، حسين، على و فاطمه کسائی افکند، سپس فرمود: بار خدایا! اینان اهل بیت و خاصان منند؛ پلیدی را از ایشان ببر و ایشان را کاملا پاک و مطهر گردان. پس ام سلمه گفت: آیا من نیز با ایشانم؟ فرمود: تو بر خیری. [6]

کار ام سلمه در روایت این حدیث به جائی رسید که آن را به گوش تعداد زیادی از مسلمانان رساند. تا آنجا که وقتی حضرت علی علیه السلام  مسلمانان را به این واقعه در خانه ام سلمه تذکر می دهد، همه می گویند: شهادت می دهیم که ام سلمه آن را برای ما نقل کرد و ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد آن سوال کردیم، پس ایشان هم همان را فرمود که ام سلمه گفته بود[7]. و از این سخن معلوم می شود که ام سلمه پیش از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و در زمان حیات ایشان نیز، به نقل احادیث آن حضرت و بازگو کردن وقایعی که در منزلش واقع شده بودند، اشتغال داشته و این امر دغدغه فکری او در آن زمان نیز بوده است.

ثواب ذاکرین فضایل علی علیه السلام  

 از ام سلمه منقول است که: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: "هیچ گروهی برای ذکر فضایل علی علیه السلام  جمع نمی شوند، مگر آنکه ملائکه آسمان بر ایشان فرود می آیند، تا آنکه ایشان را احاطه می کنند. پس هنگامیکه متفرق می شوند، ملائکه به آسمان بالا می روند و ملائکه به ایشان می گویند: ما بوئی از شما استشمام می کنیم که از ملائکه دیگر استشمام نکرده ایم و بوئی خوش تر از آن نشنیده ایم. آنها می گویند: ما نزد گروهی بودیم که محمد و اهل بیتش علیهم السلام را ذکر می کردند، ما بوی ایشان را گرفتیم و معطر شدیم. پس آنها می گویند: ما را به سوی ایشان پائین ببرید. جواب می دهند: آنها متفرق شدند و هر کدام از ایشان به منزلش رفت. آنها می گویند: ما را پائین ببرید تا به آن مکان خود را خوشبو سازیم". [8]  

 اخوت رسول الله صلی الله علیه و آله با امير المؤمنين علیه السلام  

از ام سلمه منقول است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام  فرمود: "تو برادر و دوست من هستی هر کس ترا بخواهد مرا خواسته است". [9]

امير المؤمنين علیه السلام  آخرین کسی که نزد رسول الله صلی الله علیه و آله بود

از ام سلمه منقول است : "سوگند به آنکه به او سوگند می خورم، علی علیه السلام  آخرین کسی بود که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله حضور داشت. صبح روزی به عیادت رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتیم و ایشان پیوسته می فرمود: علی آمد؟ علی آمد؟ فاطمه سلام الله علیها فرمود: گویا شما او را بدنبال کاری فرستادید. ام سلمه می گوید: علی آمد و من پنداشتم که ایشان با او کاری دارند، پس ما از خانه خارج شدیم و نزدیک در نشستیم و من از همه به در نزدیکتر بودم [و دیدم که] علی علیه السلام   بر روی رسول خدا صلی الله علیه و آله خم شده و ایشان با او آهسته سخن می گوید. و رسول خدا صلی الله علیه و آله در همان روز رحلت فرمود. پس علي علیه السلام  آخرین کسی است، که نزد رسول الله صلی الله علیه و آله بود.[10]

محبت و ولایت علی علیه السلام  

 از ام سلمه منقول است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: "علی را منافق دوست ندارد و مؤمن به او بغض نمی ورزد".[11]

أبو عبد الله جدلي می گوید: "نزد ام سلمه رفتم به من گفت: آیا رسول الله صلی الله علیه و آله در میان شما سبّ و لعن می شود؟ گفتم: پناه بر خدا، یا خدا منزه است یا کمه ای شبیه آن! گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: هر که علی را لعن کند مرا لعن کرده است". حاکم که این حدیث را در المستدرک نقل کرده، اضافه می کند: این حدیث بنابر شرط بخاری و مسلم صحیح است، اما بخاری و مسلم آن را در صحیح خود نیاورده اند.

علی علیه السلام  وصی پیامبر صلی الله علیه و آله

علي بن محمد بن المكندر از أم سلمة همسر نبی اکرم صلی الله علیه و آلهنقل می کند که گفت : رسول خدا صلی الله علیه و آلهفرمود: "خداوند از میان هر امتی نبیّ ای بر می گزیند و برای هر نبیّ ای وصی ای انتخاب می نماید، پس من نبیّ این امتم و علی وصی من در میان عترت و خاندان و امتم بعد از من می باشد... " . [12]   

آیات و روایات در شأن علی و ائمه علیه السلام  

أبو ثابت غلام أبي ذر، از أم سلمة نقل می کند که گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود : "زمانیکه مرا شبانه به سوی آسمان بردند، دیدم که بر عرش نوشته شده: خدائی جز الله نیست، محمد فرستاده الله است، او را با علی تأئید کردم و نیرومند ساختم و او را با علی یاری کردم. و نورهای علي، فاطمة، حسن و حسين، و نورهای علي بن الحسين، محمد بن علي، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، علي بن موسى،  محمد بن علي، علي بن محمد و حسن بن علي را دیدم. و نور حجّت را دیدم که مانند ستاره درخشانی میان ایشان می درخشید. گفتم: ای پروردگار این چیست؟ و اینها چه کسانی هستند؟ پس ندائی رسید: ای محمّد، این نور علي وفاطمة است، واین نور دو فرزند تو حسن و حسين است، و اینها أنوار امامان مطهر و معصوم از فرزندت حسين هستند ، و این ( نور ) حجّه است که زمین را از عدل و داد پر می کند ( آنچنان که از ظلم و جور پر شده است ). [13]

همچنین در خبر بلندی از ام سلمه نقل شده است که امیر المؤمنین علیه السلام  با شیطان روبرو می شود و با لشکر او می جنگد و جبرئیل و میکائیل هم به یاری او می شتابند.  [14]  

این دسته از اخبار به مردم مسلمان این پیام را می دهد که علی علیه السلام ، اولاً: دارای ایمانی محکم و راسخ بوده، و ثانیاً: او همانگونه که مورد ادعای خود و پیروانش می باشد، ولیّ خدا ست و از سوی او مورد تائید و حمایت است. به همین سبب از احوالات خارق العاده، همانند تمام اولیای الهی، برخوردار می باشد، تا مردم سر پرستی و ولایت او را بر تمام موجودات بدانند.

ودیعه پیامبر به ام سلمه برای وصی اش

عمر بن أبي سلمة از مادرش أم سلمة نقل می کند که گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله  امير المؤمنين عليه السلامرا در خانه من نشاند، پوست گوسفندی را طلبید و در آن مطلبی نوشت، سپس آن را به من داد و فرمود: هر کس بعد از من با نشانه های چنین و چنان به نزدت آمد این را به او بده. بعد از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله که ابو بکر بر کرسی خلافت تکیه زد، مادرم مرا فرستاد تا از کار او برایش خبر ببرم ... تا آنکه علی علیه السلام  زمام امور را بدست گرفت و مرا فرستاد و گفت: ببین که این مرد چه می کند. من به مسجد رفتم. علی علیه السلام  بعد از خطبه اش مرا دید و فرمود: برای من از مادرت اجازه ورود بگیر. من به نزد مادرم رفتم. به او خبر دادم و گفتم که او فرمود: "برای من از مادرت اجازه ورود بگیر" و او اکنون در پی من است و ترا می طلبد. او گفت: به خدا قسم که من هم او را می خواهم. پس علی علیه السلام  وارد شد و فرمود: کتابی را که با این نشانه ها به تو داده شده به من بده. .... پس آن را به ایشان داد و به من گفت: ای پسرم! در رکاب او باش. به خدا قسم بعد از پیامبرت امامی غیر از او ندیدم[15].

کسی که خدا و رسول خدا او را دوست دارند

از ام سلمه منقول است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از خواب بلند شده می فرماید:" جبرئیل به من خبر داد که علی علیه السلام  می آید". پس با عده ای از مسلمانان به استقبال او رفت... . هنگامیکه علی علیه السلام  نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله را دید، خود را از اسب به پائین انداخت ... رسول الله صلی الله علیه و آله به او فرمود: سوار شو که خدا و رسولش از تو راضیند... ایشان از کسانی که با او در لشکر بودند، پرسید: امیر خود را چگونه دیدید؟ گفتند: ناپسندی از او ندیدیم، جز آنکه در تمامی نمازهائیکه امامِ جماعت بود، فقط سوره قل هو الله را می خواند... ایشان از علی علیه السلام  علت را جویا شد، علی فرمود: ای رسول خدا! این سوره را دوست دارم. ایشان فرمود: خدا هم ترا آنچنان که تو او را دوست داری، دوست دارد. سپس فرمود: ای علی! اگر بیم آن نداشتم که گروههائی در مورد تو آن را بگویند که مسیحیان در مورد عیسی بن مریم گفتند، امروز در موردت مطلبی را می گفتم که از کنار هیچ گروهی از ایشان نگذری مگر آنکه خاک کف پایت را بردارند. [16]

علی علیه السلام  کاتب پیامبر صلی الله علیه و آله

در اخبار بسیاری که بدست ما رسیده است، به خصوص از طریق ام سلمه، به اینکه علی علیه السلام  کاتب رسول الله صلی الله علیه و آله  بوده، اشاره شده است، که به بعضی از آنها اشاره می شود:

ام سلمه: "رسول الله صلی الله علیه و آله  چرمی طلبید - در حالیکه علی علیه السلام  نزدش بود- ، پس آنقدر رسول الله صلی الله علیه و آله  املا کرد و علی علیه السلام  نوشت، که پشت و رو و حتی حاشیه پوست هم پر شد". [17]

خلاصه مطالب

آنچه از روایات گذشته آشکار می شود، آن است که ام المومنین ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان شیعه و پیرو حضرت علی علیه السلام در جهت اطاعت امر رسول خدا صلی الله علیه و آله به دفاع از حریم ولایت آن حضرت و تبلیغ آن پرداخت و در این جهت با تمام توان تمام روایاتی را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده بود با نکته سنجی، مخاطب سنجی و بررسی شرایط و موقعیتهای مناسب نقل نمود و اثر به سزائی در هدایت افراد به پیروی از امیر مومنان  علیه السلام ایفا نمود.

 

 

 



[1]  مناقب آل أبي طالب ، 2 / 68 ؛  بحار الأنوار ، 22 / 221 - 222

[2] می توان گفت که او به بهترین نحو به آخرین سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله عمل نمود که در حجة الوداع در کنار غدیر خم فرمودند: ... فلیبلغ الحاضر الغائب و الوالد الولد الی یوم القیامة...

[3] بحار الأنوار،33/176

 [4]الإكمال في أسماء الرجال / 156 به نقل از ( المعجم الصغير1 ؛ 155 ) و ( المستدرك3 ؛ 124 ) ؛ قریب به هین مضمون در این منابع : مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 2 / 616 617 ؛ تنبيه الغافلين عن فضائل الطالبين / 46 ؛ بحار الأنوار ، 22 / 243 ؛ مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 1 / 516 - 518

[5]  الإرشاد مفيد ، 1 / 41 42 ؛ قریب به همین مضمون در این منابع : مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) - محمد بن سليمان الكوفي ، 2 / 292 293 ؛ بحار الأنوار ، 27 / 143 و  ص 164

[6]  سنن الترمذي ، 5 / 30 31 و  ص  328 و ص 360 - 361  (ترمذی این حدیث را حسن صحیح می داند)؛ المستدرك  ، 2 / 416 و ج 3 / 146 باب ( ومن مناقب أهل بيت رسول الله صلى الله عليه وآله ) حاکم در ادامه هر حدیث تاکید می کند که این حدیث حدیثی صحیح است اما بخاری و مسلم آن را در صحیح خود نیاوده اند؛ السنن الكبرى ، 2 / 150 ؛ التاريخ الكبير ، 2 / 69 70 و  109 110 و  196 197؛ همچنین برای اطلاع بیشتر از منابع نقل کننده حدیث و بررسی دقیقتر رجوع شود به : أهل البيت في الكتاب والسنة ، 25 33 و پاورقى  27  و 36 42 و  پاورقى  36 و 145 146 و من حياة الخليفة عمر بن الخطاب ،301.

بحار الأنوار ، 37 / 63 64 و ج 35 / 219 و ج 23 / 250 و ج 10 / 425 426 ؛ شرح أصول الكافي ، 6 / 113 ؛ مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) - محمد بن سليمان الكوفي ، 1 / 131 134 برای اسانید و احادیث بیشتر رجوع شود به : 1 /پاورقی 131 و 157و 2/ پاورقی 122 ؛  مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) - محمد بن سليمان الكوفي ، 1 / 157 158 و 2 / 122 125؛ الروضة في فضائل أمير المؤمنين / 27

[7]  كتاب سليم بن قيس - تحقيق محمد باقر انصاري / 200

 [8] مستدرك الوسائل ، 12 / 392 - 393 ؛ الروضة في فضائل أمير المؤمنين / 189

[9]  مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 1/310 (حديث أم المؤمنين أم سلمة في أخوة النبي لعلي عليهما السلام) و353 - 356 ؛مناقب آل أبي طالب ، 2/ 32

[10]  مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 1 / 456 457 ؛ خصائص أمير المؤمنين (ع) ، 130 - ؛131المستدرك ، 3 / 138 139حاکم گوید: این حدیث بنا بر شرط شیخین صحیح است و بخاری و مسلم آن را نیاوده اند.

[11]  مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 2 / 476 ؛ مناقب آل أبي طالب ، 3 / 8 9  و 21 ؛سنن الترمذي ، 5 / 299

[12]  بحار الأنوار ، 38 / 18 با همین مضمون در موردوصایت بنگرید به: بحار الانوار 22 / 221 222 -  3 باب ( أحوال أم سلمة رضي الله عنها ) ؛ مناقب آل أبي طالب ، 2 / 68

[13]  مدينة المعاجز ، 2 / 379 381 ؛ با همین مضمون: مناقب آل أبي طالب ، 1 / 243 ؛ بحار الأنوار ، 23 / 127

[14]  بحار الأنوار ، 38 / 248 ؛ مناقب آل أبي طالب ، 2 / 87

[15]  بحار الأنوار ، 22 / 223 - 224 و 40 / 152 - 153 علامه مجلسی در ادامه می نویسد: روایاتی آورده ایم که امام حسین علیه السلام هنگامی که قصد عراق کرد کتابها را به ام سلمه سپرد و ام سلمه بعد از بازگشت امام زین العابدین به مدینه آنها را به ایشان بازپس داد.؛ مدينة المعاجز ، 2 / 247 - 250 ؛ مناقب آل أبي طالب ، 1 / 316 317 ؛ مناقب الإمام أمير المؤمنين (ع) ، 1 / 543 544  .

[16]  بحار الأنوار ، 21 / 81 82 ؛  انساب الأشراف / 107 108

[17]  أهل البيت في الكتاب والسنة / 221

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 18:44  توسط مهدی   |