پرسش : سابقه اعتقاد به رجعت از چه زمانى است؟
پاسخ : اعتقاد به رجعت از مباحث ریشه‏ دارى است که اعتقاد به آن از خصوصیات مکتب اهل بیت است. گر چه اصل این عقیده سرچشمه‏اى قرآنى داشته و در احادیث رسول خدا (ص) نیز به آن اشاره شده است. لذا با مراجعه به کتاب‏هاى تراجم اهل سنّت مشاهده مى‏نماییم که از امامیه با این اعتقاد یاد مى‏کنند. در بین اصحاب امامان نیز مشاهده شده که با مخالفان خود بر سر این عقیده مباحثات زیادى داشته‏اند. که از آن جمله به مباحثات مؤمن الطاق با ابوحنیفه مى‏توان اشاره کرد.
به همین جهت در طول تاریخ اسلام، علماى شیعه سعى زیادى در راه تثبیت این عقیده داشته‏اند به حدّى که برخى در این باره کتاب تألیف کرده‏اند.
شیخ صدوق؛ مى‏فرماید: «قول صحیح آن است که رجعت در میان امت‏هاى پیشین بوده است، وپیامبر (ص) فرمود: هر آنچه در بین امّت‏هاى پیشین اتفاق افتاده در این امّت نیز اتّفاق خواهد افتاد، پس واجب است که در این امّت نیز رجعت باشد».( اعتقادات صدوق، ص 42ù41)
شیخ مفید؛ مى‏فرماید: «خداوند متعال گروهى از امّت محمّد (ص) را بعد از وفاتشان وقبل از روز قیامت محشور خواهد نمود، واین عقیده مختصّ به آل‏محمّد: است وقرآن نیز بر آن شاهد مى‏باشد».( المسائل السرویة، ص 32 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 136)
سید مرتضى مى‏فرماید: «از اعتقادات شیعه آن است که خداوند متعال هنگام ظهور امام مهدى (ع)، گروهى از شیعیان را که از دنیا رفته‏اند باز مى‏گرداند تا به ثواب یارى ونصرت آن حضرت نایل شده ودولت او را مشاهده نمایند. همچنین گروهى از دشمنان را باز مى‏گرداند تا انتقامش را از آنان بستاند».( رسائل الشریف المرتضى، ج 1، ص 25)

پرسش : آیا رجعت از ضروریات تشیع است؟
پاسخ : اصل اعتقاد به رجعت مطابق رأى گروهى از علماى امامیه از ضروریات مذهب به حساب مى‏آید؛
شیخ حرّ عاملى مى‏فرماید: «همانا ثبوت رجعت نزد همه علماى معروف ومصنفین مشهور از ضروریات مذهب امامیه به حساب مى‏آید، وحتى عامه نیز از این موضوع باخبرند».( الایقاظ من الهجعة، ص 60)
مرحوم مجلسى مى‏فرماید: «همانا اعتقاد به رجعت در همه عصرها مورد اجماع شیعه بوده، واین مسأله مانند خورشید در وسط روز معلوم است».( بحارالأنوار، ج 53، ص 123)
علامه طباطبایى؛ مى‏فرماید: «روایات رجعت از طریق اهل بیت: به تواتر معنوى به ما رسیده است».( المیزان، ج 2، ص 107)
گرچه در معناى «رجعت» بین علما اختلاف شده وبرخى آن را به معناى رجعت دولت گرفته‏اند، امّا در اصل عقیده به رجعت اتفاق است، بلکه معناى معهود آن، که همان بازگشت به این دنیا در عصر ظهور است، معناى مشهور نزد علماى شیعه است.



پرسش : آیا دلیل عقلى بر ضرورت رجعت وجود دارد؟

پاسخ : برخى از بزرگان براى اثبات ضرورت رجعت به ادله‏اى عقلى تمسک کرده‏اند. اینک به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:
دلیل اول: ضرورت تداوم راه مصلحان
تقریر دلیل:
الف. هر شخص انقلابى که درصدد برپایى نهضتى بزرگ در سطح جامعه است، احتیاج به جانشینانى دارد که اصول ترسیم شده از ناحیه او را تبیین وتطبیق نمایند، ولذا بعد از پیامبر (ص) دوازده امام: منصوب شدند.
ب. مطابق روایات شیعه وسنّى امامان بعد از پیامبر (ص) تا روز قیامت دوازده نفرند.
ج. امام دوازدهم، حضرت مهدى (ع) بزرگ‏ترین قیام کننده جهانى است که با هدف برپایى حکومت عدل توحیدى در سطح جهان قیام خواهد نمود.
د. این گونه قیام، نیاز به آمدن اشخاصى بعد از او دارد که ادامه دهنده راه او در زمینه تبیین وتطبیق منویات واصول نهضت او باشند که همانند او از مقام عصمت برخوردارند.
نتیجه: ضرورت رجعت اهل بیت:.
دلیل دوم: فطرى بودن رجعت
تقریر دلیل:
الف. ضرورت حکومت عدل عالمى، فطرى بشر است.
ب. عمر حضرت بعد از ظهور عادى خواهد بود، زیرا اصل در عدم اعجاز است.
ج. مطابق قاعده وروایات، مدت حکومت عدل توحیدى طولانى خواهد بود.
د. باید کسانى باشند مثل خود حضرت که ادامه دهنده راه او هستند.
نتیجه: ضرورت رجعت.
غیر از این ادلّه عقلى، جهات دیگرى وجود دارد که اعتقاد به رجعت را ضرورى مى‏سازد:
1 - وجود آیات و روایات فراوان در موضوع رجعت.
2 - رجعت، با مسأله امامت گره خورده واشاره به مظلومیّت اهل بیت: دارد.
3 - رجعت، زمینه‏ساز اعتقاد به معاد است واعتقاد مردم را به قیامت کبرا هموار مى‏سازد.
4 - عقیده به رجعت، اثر ترتیبى در جامعه دارد، زیرا از آنجا که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمین است که در آن انسان‏هاى بسیار خوب وبسیار بد رجعت مى‏کنند، لذا این عقیده مشوّق انسان بر کار خوب است تا به این فضیلت یعنى زندگى در بهشت زمین در عصر ظهور با رجعت نایل آید.

پرسش : آیا قرآن به رجعت کسانى به این دنیا اشاره نموده است؟

پاسخ : در قرآن به رجعت به معناى رجوع کسى به این دنیا در موارد زیادى اشاره شده است. اینک به برخى از نمونه‏هاى آن اشاره مى‏کنیم:
1 - خداوند متعال مى‏فرماید: «أَلَمْ‏تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ المَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ»؛ «آیا ندیدید کسانى را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزاران تن بودند، خداوند فرمود: بمیرید، همه مردند سپس آنان را زنده کرد.»( سوره بقره، آیه 243)
آیه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند».( درالمنثور، ج 1، ص 311 ؛ جامع البیان، ج 2، ص 797)
2 - خداوند مى‏فرماید: «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ یُحْیِى اللَّهُ المَوْتى وَیُرِیکُمْآیاتهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «پس دستور دادیم که پاره‏اى از اعضاى آن گاورا بر بدن کشته بزنید تا ببینید که خداوند این گونه مردگان را زنده خواهد نمود وقدرت کامل خویش را آشکار خواهد ساخت، شاید شما به خرد درآیید.»( سوره بقره، آیه 73)
آیه مربوط به کشته بنى‏اسرائیل است که به قدرت خداوند زنده شد.( در المنثور، ج 1، ص 79 ؛ جامع البیان، ج 1، ص 509)
3 - خداوند مى‏فرماید: «وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ × ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»؛ «وبه یاد آرید وقتى را که گفتید: اى موسى! ما به تو ایمان نمى‏آوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد وآن را به چشم خود مشاهده کردید. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم، باشد که خدا را شکر گزارید.»( سوره بقره،آیات 56و55)
آیه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى (ع) است که تقاضاى رؤیت خدا به چشم را کردند که این خواسته سبب نزول عذاب ومرگ آنان شد ولى خداوند بار دیگر آنها را زنده کرد.( درّ المنثور، ج 1، ص 70 ؛ کشاف، ج 1، ص 27)
4 - ونیز مى‏فرماید: «أَوْ کَالَّذِى مَرَّ عَلى قَرْیَةٍ وَهِىَ خاوِیَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنّى یُحْیِى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»؛ «یا به مانند آن کسى که به دهکده‏اى گذر کرد که خراب وویران شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند چگونه این مردگان را دوباره زنده خواهد کرد، پس خداوند او را صد سال میراند وسپس زنده‏اش کرد.»( سوره بقره، آیه 259)
آیه مربوط به یکى از انبیاى الهى است که پس از صد سال دوباره زنده شد.( کشاف، ج 1، ص 295 ؛ درالمنثور، ج 1، ص 331 ؛ جامع البیان، ج 3، ص 40)
5 - خداوند از حضرت عیسى (ع) حکایت کرده که فرمود: «وَأُحْیِى المَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ «من مرده را به اذن خدا زنده مى‏کنم.»( سوره آل عمران، آیه 49)
طبرى مى‏گوید: «حضرت عیسى (ع) مردگان را با دعایش زنده مى‏کرد». مطابق روایات نبوى که هر آنچه در امت‏هاى پیشین اتفاق افتاده در این امت نیز واقع خواهد شد، مسأله رجوع به دنیا بعد از مرگ در این امت نیز امرى واقع شدنى است.( جامع البیان، ج 3، ص 375)

پرسش : چه آثارى بر اعتقاد به رجعت مترتب است؟
پاسخ : در اعتقاد به رجعت، آثار وفواید بسیارى مترتب است از آن جمله:
1 - از آن جهت که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمین است، واز طرفى دیگر مفاد روایات، رجعت مخصوص انسان‏هاى بسیار خوب وبسیار بد به این دنیا است، لذا این اعتقاد، انسان را تشویق مى‏کند تا بکوشد ومصداق انسان خوب گردد تا بتواند در عصر ظهور وحکومت حضرت مهدى (ع) به این فضیلت نایل آید.
2 - از آنجا که انسان قبل از ظهور باید زمینه‏ساز ظهور مهدى (ع) باشد لذا بحث از رجعت اثر تربیتى وجنبه عملى دارد.

پرسش : آیا رجعت با عقل  سازگارى دارد؟
پاسخ : برخى معتقدند که رجعت با عقل ناسازگارى دارد:
ولى اللَّه دهلوى مى‏گوید: رجوع معصیت‏کاران به جهاتى است:
الف. به جهت عذاب، که این ظلم است، زیرا عذاب آنها در آخرت است، وتکرار آن در دنیا ظلم به حساب مى‏آید.
ب. به جهت اذیت وآزار اوست، که در قبر تحقق یافته ولذا دوباره با رجعت عبث وبیهوده است.
ج. به جهت اظهار خیانت آنها به مردم است، که این جهت در زمان وعصر آنها سزاوارتر است تا مردم آن عصر عبرت بگیرند.
د. با رجعت نیکان لازم مى‏آید که به جهت دو بار مردن اذیت شوند.( تحفه اثنى عشریه، ص 484)
اولاً: عذاب کافران وگناه‏کاران بعد از رجعت از جمله عقوبات آنها به حساب مى‏آید که مصلحت اقتضا کرده بخشى از آن در این دنیا صورت پذیرد. پس محظور عقلى در بین نیست.
ثانیاً: اظهار خیانت گناه‏کاران نسبت به مردمى که در عصر آنها نبوده‏اند نیز مؤثر است، واگر در عصر آنها این رجعت وعذاب صورت نگرفت به این جهت است که مردم به اجبار والجاء نیفتند.
ثالثاً: مطابق روایات، مرگ ونزع روح نسبت به اولیاى الهى خصوصاً انبیا واوصیا همانند استشمام بوى خوش است.

پرسش : آیا اعتقاد به رجعت برگرفته از یهود است؟
احمد امین مصرى مى‏گوید: «یهود در قول واعتقاد به رجعت در تشیّع نیز تأثیر داشته است».( فجر الاسلام، ص 33) پاسخ:
1 - این گونه نیست که اسلام با یهودیت در همه امور مخالف باشد، ولذا پیامبر اکرم (ص) در توصیف قرآن خطاب به آنان مى‏فرماید: «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ»؛ «این قرآن تصدیق کننده چیزى است که با شماست.»( سوره بقره، آیه 41)
ونیز قرآن مى‏فرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ...»؛ «روزه بر شما مکتوب شد آن گونه که بر امت‏هاى پیشین نوشته وفرض شده است.»( بقره، آیه 183)
2 - اعتقاد به رجعت به تبع روایاتى است که از طرق اهل بیت عصمت وطهارت: رسیده است، روایاتى که فوق حدّ تواتر است.

پرسش : آیا تمام احادیث رجعت از طرق شیعه وارد شده است؟
برخى از اهل سنّت اشکال مى‏کنند که احادیث رجعت تنها از طرق شیعه رسیده ولذا اعتبارى ندارد.
پاسخ:
1 - روایات شیعه در باب رجعت از طریق اهل بیت عصمت وطهارت است که به نصّ قرآن وحدیث، کلامشان از عصمت برخوردار است، ولذا اعتقاد به آن حتى بر اهل سنّت نیز واجب است.
2 - سرّ عدم طرح این مسأله در کتب اهل سنّت شاید به این جهت باشد که «رجعت» تجلّى امامت امامان شیعه است، ودر حقیقت اشاره به این نکته دارد که چون حقّ آنها غصب شده، لذا خداوند دوباره آنها را به دنیا ارجاع داده وبه ولایت کامل خواهد رسانید.

پرسش : آیا قول به رجعت مستلزم تناسخ باطل است؟

برخى مى‏گویند: رجعت همان تناسخى است که در علم کلام به اتّفاق آراء بطلان آن به اثبات رسیده است، زیرا با رجعت، روح انسان به بدن باز مى‏گردد.
پاسخ: این اشکال ناشى از سوء برداشت وعدم فهم دقیق معناى تناسخ است. تناسخ به معناى انتقال روح است در این دنیا از بدنى به بدن دیگر که مباین با بدن اول است واین عمل تا پایان عمر دنیا ادامه پیدا کند. در حالى که مورد رجعت در عصر وزمان خاصّى است که در مورد برخى از اموات اتّفاق خواهد افتاد ودر آن وقت روح آنها به جسمشان منتقل خواهد شد، آن گونه که در قیامت خواهد بود.

پرسش : آیا قرآن مخالف قول به رجعت است؟

دهلوى مى‏گوید: مطابق برخى ازآیات، رجعت انسان به این دنیا امکان‏پذیر نیست زیرا خداوند متعال درخواست کسانى را که تقاضاى رجوع به دنیا را نموده‏اند ردّ کرده است آنجا که مى‏فرماید: «... قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ × لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قآئِلُها وَمِنْ وَرآئِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ «مى‏گوید: پروردگار من! مرا باز گردانید. شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهى کردم] عمل صالحى انجام دهم. [ولى به او مى‏گویند:] چنین نیست! این سخنى است که او به زبان مى‏گوید [و اگر باز گردد، کارش همچون گذشته است]، وپشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.»( سوره مومنون،آیات 100ù99)
پاسخ:
1 - مورد بحث، رجعت گروهى خاص از مؤمنین وفاسقین است در حالى که آیه عموم واطلاق دارد، لذا مى‏توان اطلاق آن را به اخبار متواتر رجعت برخى از افراد، تقیید زد.
2 - ظهور آیه در تقاضاى رجوع به دنیا قبل از مرگ وهنگام دیدن ملک الموت است نه بعد از مرگ، ومورد رجعت بعد از مرگ است.
3 - آیه ظهور در عدم تحقق رجعت به دنیا با طلب کافر دارد، ومنافات ندارد که با امت‏هاى پیشین چنین اتّفاقى افتاده است.
4 -آیات بسیارى نص در تحقق رجعت در این دنیا دارد، ولذا بر فرض ظهور آیه مورد نظر در عدم رجوع باید ظهور آن را تأویل نمود، زیرا نصّ مقدّم بر ظاهر است.
5 - آیه اخصّ از مدّعى است، زیرا مربوط به درخواست رجعت از طرف کفّار است، در حالى که مورد بحث اعم است.

پرسش : آیا رجعت عمومى وهمگانى است؟
پاسخ : در پاسخ به این پرسش باید گفت: آنچه از روایات اهل بیت استفاده مى‏شود این است که:
1 - رجعت همانند معاد عمومى وهمگانى نیست، بلکه مخصوص کسانى است که ایمان محض وخالص یا کفر محض وخالص دارند.
امام صادق (ع) فرمود: «إنّ الرجعة لیست بعامّة وهى خاصّة لایرجع إلّا من محض الإیمان محضاً أومحض الشرک محضاً»؛ «رجعت عمومى نیست بلکه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مى‏کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند.»( بحارالأنوار، ج 53، ص 39)
2 - روایاتى که اشاره به بازگشت افراد به طور خصوص دارد.
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «نخستین کسى که زمین براى او شکافته مى‏شود وبه زمین باز مى‏گردد، حسین بن على (ع) است».( الزام الناصب، ج 2، ص 360)
ونیز از حضرت نقل شده که فرمود: «نخستین کسى که به دنیا رجعت مى‏کند حسین بن على (ع) است، او به قدرى حکومت مى‏کند که از کثرت سنّ، ابروهایش روى دیدگانش مى‏ریزد».( بحارالأنوار، ج 53، ص 46)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۰ساعت 14:50  توسط مهدی   |