شب هفدهم ربیع الاول
شب تولد حضرت خاتم الانبياء صلوات الله عليه و شب بسيار مباركى است و ((سيد)) نقل كرده كه در مثل چنين شب نيز معراج آنحضرت بوده .
بدانكه آيات و اخبار متواتره از طرق خاصه و عامه دلالت دارد بر آنكه عروج فرمود رسولخدا(ص ) در يكشب به همان جسد شريف از مكه معظمه به بيت المقدس و از آنجا تا بآسمانها، تا به ((سدرة المنتهى )) رسيد و عجايب ملكوت اعلى و پيغمبران و ملائكه آسمانها را مشاهده كرد و انكار معراج يا تاءويل آن به عروج روحانى يا به حال منام ، ناشى از قلت تدين و ضعف يقين و عدم تتبع در آثار ائمه طاهرين صلوات الله عليهم - اجمعين است .
(( فعن الصادق (ع ) ليس من شيعتنا من انكر اربعة اشياء المعراج و المسائلة فى القبر و خلق الجنة و النار و الشفاعة ))
روز هفدهم ربیع الاول
بنا بر مشهور بين علماى اماميه ، روز ولادت حضرت خاتم الانبياء، محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله است و معروف آن است .
ولادت باسعادت در مكه معظمه ، در خانه خود آنحضرت واقع شد در روز جمعه در وقت طلوع فجر در سال عام الفيل در ايام سلطنت انوشيروان و عام الفيل ، همان سالى است كه كفار ((حبشه )) فيل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به ((حجاره سجيل )) معذب و هلاك شدند.
روايت شده كه در صبيحه ولادت آنجناب ، هربتى كه بر روى زمين بود، بررو در افتاده بود و ايوان كسرى بلرزيد و چهارده كنگره از آن ساقط شد و درياچه ساوه ، آبش فرو رفت و در وادى ((سماوه )) آب جارى شد و آتشكده فارس ‍ خاموش شد و حال آنكه هزار سال بود كه خاموش نشده بد و نورى در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و منتشر گرديد تا به مشرق عالم رسيد و سرير هرسلطانى از سلاطين دنيا در آن صبح سرنگون شده بود و در آن روز، هيچ سلطانى نتوانست تكلم كند و تمامى گنگ شده بودند و علم كهنه و سحر سحره باطل شد و هر كاهنى كه بود ميان او و همزادش ‍ - كه خبرها به او مى گفت - جدائى افتاد و ابليس در آنوقت صيحه زد و ابالسه خود را جمع كرد ابالسه گفتند: اى سيد ما! چه ترا بفزع در آورده گفت : واى بر شما همانا حادثه عجيبى در زمين واقع شده كه از زمان رفع عيسى (ع ) تا بحال واقع نشده : برويد و بگرديد به بينيد چه واقع شده براى من خبر آريد. برفتند و برگشتند و گفتند: چيزى نيافتيم ابليس ‍ گفت : استعلام اين امر، كار من است ، پس فرو رفت در دنيا و جولانى كرد تا برحرم مكه رسيد: ديد كه اطراف حرم را ملائكه فرو گرفته اند، خواست داخل حرم شود، او را صيحه زدند، برگشت و از طرف كوه ((حرا)) داخل شد جبرئيل او را صيحه زد كه بر گرد، لعنت خدا بر تو باد گفت : اى جبرئيل ! از تو سئوالى دارم ، بگو كه امشب چه حادثه رو كرده .
فرمود: ولادت محمد صلى الله عليه وآله واقع شده گفت از براى من در او نصيبى هست ؟ فرمود: نه گفت : در امت او، من بهره دارم فرمود: بلى گفت : راضى شدم .
روايت شده است كه چون آنحضرت متولد شد، بتهائى كه بر كعبه گذاشته بودند، همه بر رو در افتادند و چون شب داخل شد، صيحه اى از آسمان بلند شد كه :
(( جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا))
در آن شب ، جميع دنيا روشن شد و هر سنگ و كلوخ و درختى كه بود بخنديد و هر چيزى كه در آسمان و زمين بود، تسبيح كرد خدا را و شيطان گريخت و ميگفت : بهترين امت ها و بهترين خلايق و گرامى ترين بندگان و بزرگترين عالميان ، محمد(ص ) است .
بالجمله ، امروز، روز بسيار شريفى است و از براى آن چند عمل است :
1 - غسل .
2 - روزه و از براى آن ، فضيلت بسيار است و روايت شده كه هر كه اين روز را روزه بدارد، ثواب روزه يكسال براى او، خدا بنويسد و امروز يكى از چهار روز است كه در تمام سال بفضيلت روزه ، ممتاز است .
3 - زيارت رسولخدا(ص ) نزديك و دور و علماء گفته اند كه اگر در غير مدينه طبيه باشى و خواهى زيارت كنى آنحضرت را، غسل بكن و بايست و دل خود را متوجه آنحضرت گردان و بگو: اشهدان لا اله الا الله ، الخ .
4 - زيارت اميرالمؤ منين (ع ) بهمان زيارتيكه حضرت صادق (ع ) كرده و تعليم ((محمد بن مسلم )) فرموده و اين دو زيارت در ((زادالمعاد)) و ديگر كتب موجود است .
5 - در وقتيكه روز بلند شود، دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از ((حمد)) ده مرتبه ((اناانزلناه )) و ده مرتبه ((توحيد)) بخواند و بعد از سلام در مصلاى خود بنشيند و اين دعا بخواند اللهم انت حلى لا يموت ، الخ .
6 - آنكه مسلمانان اينروز را تعظيم بدارند و تصدق و خيرات بنمايند و مؤ منين را مسرور كنند و بزيارت مشاهد مشرفه روند و ((سيد)) در ((اقبال )) شرحى از لزوم تعظيم اين روز ذكر نموده و فرموده كه من يافتم طايفه نصارى و جمعى از مسلمين را كه تعظيم بزرگى را روز ولادت عيسى (ع ) مى نمايند و تعجب كردم كه چگونه مسلمانان قانع شدند كه روز مولود پيغمبرشان كه اعظم از همه پيغمبران است باين مرتبه از تعظيم باشد كه ادون از تعظيم نصارى است مولود عيسى را، انتهى .
و هم در اين روز شريف ، سنه 83، بروايت جمعى از علماء ولادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام واقع شده و باعث مزيد فضل و شرافت اين روز گرديده . (( فهو كنور ذر فوق نور)) .
روايت شده كه از حضرت امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟ گفت : ((محمد باقر)) كه علم را ميشكافد شكافتى . پرسيدند كه بعد از او، امام كه خواهد بود؟ گفت : ((جعفر)) كه نام او نزد اهل آسمانها ((صادق )) است . گفتند: چرا بخصوص او را ((صادق )) مى نمامند و حال آنكه همه شماها، صادق و راستگوئيد.
امام فرمود: خبر داد مرا پدرم از پدرش از رسولخدا (ص ) كه آنحضرت فرمود: چون متولد شود فرزند من : ((جعفر بن على بن الحسين )) او را ((صادق )) ناميد، زيرا كه پنجم از فرزندان او ((جعفر)) نام خواهد داشت و دعوى امامت خواهد كرد بدروغ از روى افتراء بر خدا و نزد خدا ((جعفر كذاب )) افتراء كننده بر خدا است ، پس حضرت امام زين العابدين (ع ) گريست و فرمود: گويا مى بينم ((جعفر كذاب )) را كه برانگيخته است خليفه جور زمان خود را بر تفتيش ‍ و تفحص امام پنهان ، يعنى حضرت صاحب الزمان عليه السلام .
والده ماجده حضرت صادق (ع )، ((ام فروه )) دختر ((قاسم بن محمد بن ابى بكر)) است و آن ، مخدره از پرهيزكاران و نيكوكاران بوده و ((قاسم )) از فقهاء شيعه مدينه و از معتمدان و مخصوصان حضرت امام زين العابدين عليه السلام و سبط ((يزدجرد)) پادشاه عجم است و با جناب على بن الحسين (ع ) پسرخاله است .
در اين روز، سنه 377، ((حسن بن احمد)) معروف به ((ابوعلى فارسى فسوى )) نحوى مشهور، در بغداد وفات كرد و در مقابر قريش بخاك رفت .
(( و كان ابوعلى امام وقته فى النحو و صحب عضد الدولة الديلمى و علت منزلته عنده حتى قال به اناغلام ابى على الفسوى فى النحو و صنف له ابوعلى التكلمة فى النحو و قصته فيه مشهورة و كذاقصة مساير ته مع عضد الدولة فى ميدان شيراز و سئوال الملك عنه عن نصب المستثنى و جوابه بجواب ميدانى .
وقایع الایام - شیخ عباس قمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۹ساعت 19:40  توسط مهدی   |