|
بایزید بسطامی : یکی دیگر از سران فریب کار صوفی ، با یزید بسطامی و امثال او است . قبلا برخی موضوعات در مورد وی و حلاج یاد آوری شد . با یزید در برخی سخنان خویش جمله (( سبحانی ، سبحانی ، ما اعظم شانی : من منزهم ، و چه جایگاه والایی دارم )) را عنوان کرده و نیز گفته است : (( لیس فی جبتی سوی الله : جزء خدا کسی در لباسم نیست )) اکنون به فردی که سخن و ادعایش این است که اعتقادش بزرگترین کفر والحاد بنگرید که هیچ گونه راهی برای تاویل سخن او وجود ندارد بنابراین ، اگر منظورش از بیان این سخن خلاف ظاهر آن نبوده است ، بلکه صریح در این معناست و در احادیث باب دوم به خوبی آشنا شدید که سخنان آنان را نباید تاویل کرد و عبارت یاد شده با دیگر دلایل شرعی که در صورت اقرار فرد اقتضای حال ایجاب می کند اعم از اسلام ، کفر ، ارتداد ، قتل و یا مال ، دلیل بر وجوب حکم بر او است ، موافق و سازگار است . ای کاش می دانستم این کفرو الحاد و نظیر آن در گفتار و کردار اینان ، چگونه قابل تویل است ؟ اگر باب تویل گشوده شود ، امکان ندارد حکم به ارتداد و یا فسق کسی شود و یا حد مال و قصاصی برایش قابل اثبات باشد . زیرا باب تویل گسترده است و این عمل موجب تباهی و تخریب پایه های دین می شود . تاویل در جایی لازم است که سخن معصوم صریحا با آن مخالفت باشد به گونه ای که تویا نپذیرد و اگر سخن از معصوم نباشد حکم به تغییر اعتتقادات وی می شود و بدین سان ، بر غیر معصوم دو حکم در دو زمان انجام می شود و در چنین مواردی بلکه ضعیف تر از آن ، انسان خرد مند و عاقل دچار شک و تردید می شود . زیرا احتمال دارد اسلام فرد در یک لحظه ثابت شود ولی کفر و الحادش یک عمر ادامه داشته باشد . بنابراین ، چه ضرورتی دارد ما از این قبیل خوش بین باشیم تا چه رسد به تقلید و پیروی از آن ها در اصول و فروع و مواردی که نه با عقل سازگاز است و نه با شرع همسانی دارد ! صفاتی نکوهیده : اگر کسی در حالات صوفیان این زمان بنگرد به خوبی پی خواهد برد که اینان نیز با سران و بزرگانش در صفات نکوهیده و امور زشت و نا پسند ، مساوی اند آنچه عیان است چه حاجت به بیان است و ما به جهت گاهی و به نحوه گذرا ، بخش هایی کلی را که هر یک از آنان مشمول یک بخش یا دو بخش و بیشتر از آن می گردند ، یاد آور شدو به بیان دوازده بخش بسنده می کنیم : 1- اینان کسانی اند که در اعتقادات یا به تعبیری در اتکا و اعتماد خود نسبت به احادیث رسیده از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بدبین اند به گونه ای که آشکارا به دشمنی با علما و محدثان پرداخته اند یکی از آنان اظهار داشته : من کتاب های چهار گانه حدیث ( تهذیب ، استبصار ، کافی ، من لایخضره الفقیه ) را به یک درهم فروختم و با آن عشقی را خریدم . 2- آنان از حد و مرز خود پا فرا تر نهاده به صراحت هیچ گونه حجیتی برای احادیث قائل شده اند : احادیث ، افاده علم می کنند نه افاده ظن و عمل به آن ها به هیچ وجه جایز نیست . با این که این سخنان ادعایی بدون دلیل است ، با شرح و اجماع شیعه نیز مخالفت دارد . 3- این افراد از دانشوران و شرح مقدس بیزاری می جویند و به بهانه های بی پایه و اساس آن را توجیه می کنند و مدعی اند که در برخی امور غیر واجب کوتاهی کرده اند در صورتی که آن چه هوا داران شرح انجام می دهند و مدعب موافقت آن ها با شرح اند ، این دسته ار صوفیان خواستار مخالفت با آن دستور اتند . این گروه بیشتر دستورات دین را تاویل و توجیه می کنند و سایر دستورات مجود در کتاب سنت را به ادعای این که از اهل باطن اند ، از معنای ظاهری آن دور می سازند و همین عمل موجب می شود آن چه را خدا حلال کرده حرام و آن چه را خدا حلال کرده حرام و آن چه را حرام نموده ، حلال بشمرند . 5- این دسته معتقد اند تکالیف الهی از خود و امثالشان ساقط شده و بدان تصریح می کنند و برخی از آن ها اظهار می دارند که : برخی از عبادات را تنها به جهت تقیه انجام میدهند . 6- اینان خدا را جسم دانسته و برایش شبیه قاتل اند و این موضوع را به صراحت بیان می کنند و مدعی اند که غیر از آن ها کسی خدا را نشناخته است و دیدن خدای متعال را با چشم ، جایز دانسته بلکه مدعی آن هستند . 7- این جماعت به مسلک فلاسفه و حکما تمایل نشان می دهند و اعتقاد به جبر و قدیم بودن جهان هستی و مطالبی از این دست دارند . از برخی از آن ها تمایل بدین امور بر می آید . و بعضی نیز بدان تصریح کرده اند . 8- آنان مدعی اند که پیامبران و ائمه و فرشتگان را در شب و روز و خواب و بیداری می بینند و با آنان دیدار می کنند و در خلوت با آنان سخن می گویند . حتی فاطمه زهرا (ع) با این که نسبت به شخص ادعا کنند ه بیگانه و نا محرم است . چه افترا ء و گستاخی باالاتر از این می توان سراغ داشت ؟! 9- این افراد با جزم و یقین ، مطلق وقف را حرام می دانند و بهره وران از وقف را فاق می شمرند هر چندفردی که مورد وقف ، بر او وقف گردیده باشد ، با این که مشروعیت و روا بودن آن برای اهلش از ضروریات به شمار می آید و اگر صرفا در برخی موارد وقف شبهه ای حاصل شود نظیر آمیخته شدن برخی از آن ها با بعضی دیگر ، به هیچ وجه موجب تحریم اصل وقف نمی شود و نسبت به کسی که از آن آگاهی ندارد و در مقام تحقیق و تفحص بر نیامده نیز حزمتی ندارد . بلکه نظیر دیگری مواردی است که در همه امول موجود در دست مردم که شامل ربا ربا و غصب و اموری از این قبیل شود ، حلال و حرام به هم آمیخته باشد? در بحث کسب روزی که قبلا گذشت ، روایت عبد الله بن سنان یاد آوری شد و مضمون آن مشخص است . 10- این دسته قایل به تحریم متعه بوده و متعه کننده را به این دلیل که برخی از زنان ، عده نگه نمی دارند ، فاسد می دانند در صورتی فاسق می دانند در صورتی که جواز متعه در کتاب و سنت و اجماع ثابت است و اگره عده نگاه داشتن برخی از زنان موجب تحریم همه می شود ، لزوما ازدواج دائم و کنیز خریداری شده نیز حرام خواهد شد . زیرا بسیاری از زنانی که در عده اند و یا شوهر داشته اند ، همواره ازدواج می کنند و در حقیقت بسیاری از کنیزکان ، آزادند . بنابراین ، آیا می توان به تحریم همه موارد آن حکم نمود ؟ و بنا بر مذهب شیعه امامیه چگونه تکلیف بدون علم و آگاهی جایز است ؟ بلکه این موردی تکلیفی غیر قابل تحمل بوده و به اتفاق همه باطل است . 11- افراد یاد شده تمایا دارند به علو م و دانشی نکوهیده که شرحا از آن نهی شده و موجب شک و شبهه و اعتقادات فاسد و تلف کردن عمر در کارهای بیهوده می شود ، روی آورند 12- اینان که از کلیه علوم حتی علومی که واجب عینی بوده وح شرحا باید آن ها را آموخت ، گریذانند و از اهلش دوری می گزینند . هر کس با این قبیل افراد معاشرت داشته باشد یه خوبی می داند که هر یک از این افراد ، مشمول کدام بخش اند و به مصداق فرموده رسول خدا (ص) : (( الجاهل اما مفرط : هر فرد نابخردی یا اهل افراط است یا تفریط . )) والله اعلم .
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 21:9  توسط مهدی
|
|
👁️ شمارنده بازدید
۱۲٬۵۸۴
مجموع بازدیدهای وبلاگ
|